پرش به محتوا

مشاور و شریک نداشتن خدا در اداره امور در خطبه غدیر

از ویکی غدیر
مشاور و شریک نداشتن خدا در اداره امور در خطبه غدیر
مشاور و شریک نداشتن خدا در اداره امور در خطبه غدیر
مشخصات فراز
بخشبخش آغازین خطبه غدیر؛ حمد و توصیف صفات الهی
موضوعاستقلال و بی‌نیازی خداوند در فرمان، تقدیر و تدبیر جهان
مفاهیمتوحید افعالی؛ مشورت؛ تقدیر؛ تدبیر؛ علم الهی؛ حکمت الهی؛ نفی شریک
منابع و پیوندها
آیاتانعام، آیه ۱۰۲؛ رعد، آیه ۱۶؛ فرقان، آیه ۲؛ قصص، آیه ۶۸؛ شوری، آیه ۱۱
روایات«کَانَ اللَهُ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ شَیءٌ»

مشاور و شریک نداشتن خداوند در اداره امور از آموزه‌های توحیدی مطرح‌شده در بخش آغازین خطبه غدیر است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در توصیف استقلال خداوند در فرمان، تقدیر و تدبیر جهان می‌فرماید: «وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلا مُشاوَرَةِ مُشیرٍ، وَلا مَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرٍ، وَلا تَفاوُتَ فی تَدبیرٍ؛ و اوست آن‌که فرمان خود را بدون مشورت با هیچ مشاوری اجرا می‌کند، در تقدیر و اندازه‌گذاری شریکی همراه او نیست و در تدبیر او ناسازگاری و ناهماهنگی راه ندارد».

این فراز، بی‌نیازی خداوند از فکر، تجربه و کمک دیگران و نیز یگانگی او در اداره جهان را بیان می‌کند. مشورت برای انسان راهی برای جبران محدودیت علم و کاهش احتمال خطاست؛ اما علم خداوند نامحدود و ازلی است و هیچ حقیقتی برای او مجهول نیست تا با مشورت بر آن آگاه شود.

جایگاه فراز در خطبه غدیر

این عبارت پس از فراز مربوط به قداست خداوند و فراگیری نور الهی آمده است: «مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ». پس از بیان استقلال خداوند در فرمان، تقدیر و تدبیر نیز خطبه به آفرینش جهان بدون الگو و بدون یاری دیگران اشاره می‌کند: «صَوَّرَ ما أَبْدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَخَلَقَ ما خَلَقَ بِلا مَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ».

ترتیب این فرازها نشان می‌دهد که خداوند:

  • از هر نقص و نیاز منزّه است؛
  • علم و قدرتی نامحدود دارد؛
  • در فرمان خود به مشاور نیازمند نیست؛
  • در تقدیر جهان شریک ندارد؛
  • در تدبیر او ناهماهنگی و اختلال راه نمی‌یابد؛
  • آفرینش را بدون الگو و یاری دیگران پدیدآورده است.

معنای «یُنفذ أمره»

عربی|«اِنفاذ امر» به معنای اجراکردن و به انجام‌رساندن فرمان است. عبارت «یُنفذ أمره» بیان می‌کند که اراده و فرمان خداوند نافذ است و هیچ قدرت مستقلی نمی‌تواند مانع تحقق آن شود. نفوذ فرمان الهی به معنای بی‌نظمی یا انجام کار بدون حکمت نیست؛ بلکه اراده خداوند همواره با علم، حکمت و عدالت او همراه است. قرآن می‌فرماید: إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ؛ همانا خداوند هرچه بخواهد انجام می‌دهد(حج:۱۸)

خواست خداوند برخلاف اراده مخلوقات، بر جهل، نیاز، احساسات متغیر یا منفعت‌طلبی استوار نیست. اراده او از علم کامل و حکمت مطلق سرچشمه می‌گیرد.

بی‌نیازی خداوند از مشاور

عبارت «بِلا مُشاوَرَةِ مُشیرٍ» به معنای آن است که خداوند در اجرای فرمان خود به مشورت هیچ مشاوری نیاز ندارد.[۱]

انسان‌ها به چند دلیل با دیگران مشورت می‌کنند:

  • علم آنان محدود است؛
  • ممکن است برخی جوانب موضوع را ندانند؛
  • احتمال خطا و فراموشی درباره آنان وجود دارد؛
  • از تجربه و تخصص دیگران بی‌نیاز نیستند؛
  • برای شناخت پیامدهای تصمیم خود به بررسی و تبادل نظر نیاز دارند.

هیچ‌یک از این محدودیت‌ها درباره خداوند معنا ندارد. علم او همه گذشته، حال و آینده و تمام ابعاد آشکار و پنهان امور را دربرمی‌گیرد. ازاین‌رو، خداوند برای کامل‌کردن دانش یا اصلاح تصمیم خود به مشاور نیازمند نیست. قرآن می فرماید: إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ؛ خداوند به هر چیزی داناست(انفال:۷۵) همچنین درباره مالکیت و فرمان الهی آمده است: وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ؛ پروردگار تو هرچه بخواهد می‌آفریند و برمی‌گزیند و آنان اختیاری در برابر گزینش او ندارند(قصص:۶۸). حال شاید پرسیده شود که چرا خدای عزوجل نیازی به مشاور ندارد؟ در پاسخ گفته شده:

  1. برای آنکه اگر خدا با کسی مشورت کند، یا محتاج به مشورت است یا محتاج نیست. اگر محتاج است، پس واجب الوجود نیست؛ زیرا هر محتاجی ناقص و هر ناقصی ممکن‌الوجود و هر ممکنی مخلوق است. اگر محتاج نیست، پس مشورت لغو و عبث است و ذات پاک او از عمل لغو و عبث منزه است.
  2. مشورت‌کردن با دیگری برای استفاده علمی از فکر او است. اصولاً حکمت مشورت همین است و خدا عالم به کل اشیاء است و چیزی بر او پوشیده نیست. پس مشورت با دیگری برای او معنی ندارد.
  3. طرف مشورت باید یا آگاه‌تر از مشورت‌کننده باشد، یا لااقل مثل او باشد؛ پس، شخص عالم در امور علمی با شخص جاهل مشورت نمی‌کند. در این صورت، باید موجودی باشد که لیاقت مشورت با خدا را داشته باشد. حالا اگر آن موجود از خدا برتر و داناتر و باقدرت‌تر است، پس او خدا است. اگر مثل خدا است، پس لازم می‌آید خدا مثل داشته باشد؛ اگر جاهل و نادان و پایین‌تر از مقام ربوبی است، پس او جاهل نسبت به خالق است و صلاحیت این را ندارد که طرف مشورت قرار بگیرد.
  4. در ازل که خداوند خواست عالم هستی را ایجاد کند، موجود دیگری غیر از او نبود تا با او مشورت شود؛ زیرا فرض بر این است که کَانَ اللَهُ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ شَیءٌ؛ خدا بود و هیچ چیز با او نبود[۲] و هنگامی که وجودی غیر از او نباشد، پس با چه کسی مشورت می‌کند؟ نتیجتاً، نفی شریک مستلزم نفی مشورت است.[۳]

تفاوت مشورت انسانی با بی‌نیازی خداوند

ستایش بی‌نیازی خداوند از مشورت، به معنای بی‌ارزش‌بودن مشورت برای انسان نیست. مشورت برای انسان رفتاری عقلانی و مورد تأکید قرآن است؛ زیرا انسان محدود و در معرض خطاست. قرآن درباره مؤمنان می‌فرماید: وَأَمْرُهُمْ شُورَیٰ بَیْنَهُمْ؛ کار آنان بر پایه مشورت میان آنان است(شوری:۳۸). همچنین خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمان می‌دهد: وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ؛ در کار با آنان مشورت کن(آل‌عمران:۱۵۹).

بنابراین، میان این دو گزاره تعارضی وجود ندارد:

موضوع انسان خداوند
گستره علم محدود و قابل افزایش نامحدود و فراگیر
احتمال خطا ممکن است راه ندارد
نیاز به تجربه دیگران دارد ندارد
هدف از مشورت تکمیل آگاهی و کاهش خطا درباره خداوند موضوعیت ندارد
جایگاه مشورت فضیلت و ضرورت عقلانی نشانه نیاز و محدودیت است

مشورت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیز برای تعلیم امت، تکریم مؤمنان، مشارکت‌دادن جامعه و بهره‌گیری از تجربه آنان در امور اجرایی بود؛ نه برای جبران نقص در علم وحی یا تغییر فرمان قطعی خداوند.

شریک نداشتن خداوند در تقدیر

عبارت «وَلا مَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرٍ» نفی هرگونه شریک مستقل در اندازه‌گذاری، تعیین حدود و تنظیم نظام آفرینش است. «تقدیر» از ریشه «قدر» و به معنای اندازه‌گذاری و تعیین حدود و ویژگی‌های هر چیز است. در کاربرد قرآنی، تقدیر الهی می‌تواند شامل تعیین اندازه، ظرفیت، ویژگی، زمان، مکان و روابط موجودات باشد.

قرآن می‌فرماید: وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا؛ هر چیزی را آفرید و برای آن اندازه‌ای دقیق مقرر کرد(فرقان:۲)

شریک نداشتن خداوند در تقدیر یعنی:

  • هیچ موجودی در عرض خداوند اندازه‌های جهان را تعیین نمی‌کند؛
  • قوانین آفرینش به توافق خداوند با قدرتی مستقل وابسته نیست؛
  • هیچ موجودی مالک یا فرمانروای بخشی مستقل از هستی نیست؛
  • اراده هیچ مخلوقی بیرون از سلطنت و علم خداوند قرار ندارد.

معنای «لا تفاوت فی تدبیر»

در برخی نقل‌های خطبه، عبارت «وَلا تَفاوُتَ فی تَدبیرٍ» آمده است. «تفاوت» در اینجا به معنای ناسازگاری، ناهماهنگی، اختلال و اختلاف در اجزای تدبیر است.

مقصود آن است که در اداره حکیمانه خداوند:

  • جهل و فراموشی راه ندارد؛
  • تصمیم‌های متناقض وجود ندارد؛
  • بخشی از نظام آفرینش از علم و فرمان او بیرون نیست؛
  • تدبیر جهان میان چند خدای متعارض تقسیم نشده است؛
  • هیچ امری موجب ناتوانی یا غافلگیری خداوند نمی‌شود.

قرآن در توصیف آفرینش می‌فرماید: مَا تَرَیٰ فِی خَلْقِ الرَّحْمٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ؛ در آفرینش خدای رحمان هیچ ناهماهنگی و خللی نمی‌بینی(ملک:۳). نفی تفاوت در تدبیر به معنای یکسان‌بودن همه پدیده‌ها نیست. جهان دارای موجودات، استعدادها و شرایط متفاوت است؛ اما این تفاوت‌ها می‌توانند درون یک نظام هماهنگ و هدفمند قرار داشته باشند.

اختلاف نسخه‌ها

در نقل‌های موجود از این بخش خطبه، چند تعبیر گزارش شده است:

  • «وَلا تَفاوُتَ فی تَدبیرِهِ»؛
  • «وَلا یُعاوَنُ فی تَدبیرِهِ»؛
  • «وَلا مُعاوِنَ فی تَدبیرِهِ».

تعبیر نخست بر نبود ناهماهنگی در تدبیر الهی تأکید می‌کند و دو تعبیر دیگر، بی‌نیازی خداوند از معاون و یاری‌دهنده را بیان می‌کنند. این معانی با جمله‌های قبل و بعد فراز هماهنگ‌اند: خداوند نه در تقدیر شریک دارد و نه در تدبیر و آفرینش به یاری دیگران نیازمند است.[۴]

توحید در تدبیر

این فراز با «توحید در ربوبیت» و «توحید افعالی» ارتباط دارد. توحید در تدبیر به این معناست که اداره مستقل جهان تنها از آنِ خداوند است و هیچ موجودی در عرض او رب و تدبیرکننده مستقل نیست. قرآن می‌فرماید: ذٰلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَیٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ؛ این است خداوند، پروردگار شما؛ معبودی جز او نیست؛ آفریننده هر چیزی است، پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان و کارساز است(انعام:۱۰۲).

اگر چند تدبیرکننده مستقل بر جهان فرمان می‌راندند، اختلاف اراده‌ها می‌توانست به فساد نظام هستی بینجامد. قرآن می‌فرماید: لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا؛ اگر در آسمان و زمین جز خداوند معبودانی وجود داشت، آن دو تباه می‌شدند(انبیاء:۲۲). هماهنگی نظام آفرینش نشانه وحدت تدبیر و یگانگی پروردگار است.

نقش فرشتگان و اسباب طبیعی

نفی شریک و مشاور برای خداوند به معنای انکار نقش فرشتگان، انسان‌ها یا اسباب طبیعی نیست. قرآن برخی کارها را به فرشتگان و دیگر مخلوقات نسبت می‌دهد؛ اما آنان در انجام مأموریت خود مستقل از خداوند نیستند.

برای نمونه:

  • فرشتگان مأمور اجرای برخی امورند؛
  • پیامبران واسطه ابلاغ وحی‌اند؛
  • انسان‌ها دارای اختیار و مسئولیت‌اند؛
  • پدیده‌های طبیعی بر اساس قوانین و علت‌های معین تحقق می‌یابند.

همه این عوامل، مخلوق خداوند و وابسته به اراده و قدرت اویند. تفاوت اساسی میان «واسطه و مأمور» با «شریک مستقل» در همین وابستگی است.

عنوان معنای صحیح
واسطه و مأمور موجودی که با اذن و قدرت الهی وظیفه‌ای را انجام می‌دهد
سبب طبیعی پدیده‌ای که در نظام آفریده خداوند اثر می‌گذارد
شریک مستقل موجودی که بیرون از اراده خداوند و در عرض او تدبیر کند

خطبه، وجود قسم نخست و دوم را نفی نمی‌کند؛ بلکه وجود هر شریک مستقل در فرمان، تقدیر و تدبیر را مردود می‌داند.

ارتباط فراز با امامت

قرارگرفتن این آموزه توحیدی پیش از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام نشان می‌دهد که منشأ اصلی فرمان ولایت، خداوند یگانه است. از ساختار خطبه می‌توان دریافت:

  • تعیین حجت الهی بر علم و حکمت خداوند استوار است؛
  • خداوند برای تعیین مسیر هدایت به مشاور نیاز ندارد؛
  • هیچ شخص یا گروهی شریک خداوند در تشریع و تعیین حجت نیست؛
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ابلاغ‌کننده فرمان الهی است؛
  • امام، بنده و حجت منصوب خداوند است، نه شریک او در الوهیت و ربوبیت.

این برداشت از ارتباط فرازهای خطبه به دست می‌آید؛ بااین‌حال، معنای مستقیم عبارت مورد بحث، استقلال و بی‌نیازی خداوند در فرمان، تقدیر و تدبیر است.

پیام‌های اعتقادی فراز

این فراز چند اصل اعتقادی را دربردارد:

  1. علم خداوند کامل و نامحدود است.
  2. خداوند برای تصمیم‌گیری به مشاور نیاز ندارد.
  3. فرمان الهی بر علم و حکمت استوار است.
  4. خداوند در تقدیر جهان شریک مستقل ندارد.
  5. نظام هستی تحت تدبیر واحد الهی قرار دارد.
  6. نقش مخلوقات و اسباب، وابسته به اذن و قدرت خداوند است.
  7. اختلاف و ناهماهنگی ناشی از جهل و ناتوانی در تدبیر الهی راه ندارد.
  8. تشریع و تعیین حجت الهی از شئون خداوند است.

جستارهای وابسته

  • تدبیر الهی
  • تقدیر الهی
  • توحید افعالی
  • اسماء و صفات الهی

پانویس

  1. ↑ شرح خطبه غدیر، ج۱، ص۲۲۹.
  2. ↑ الفصول المهمه، ج۱، ص۱۵۴.
  3. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۱۳.
  4. ↑ شرح خطابه غدیر خم، بخش نخست خطبه؛ برای اختلاف نسخه‌های این فراز، همان‌جا.

منابع

  • بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
  • الفصول المهمة فی أصول الأئمة (تکملة الوسائل)؛ محمد بن حسن حر عاملی، تحقیق: محمد قائنی، قم: مؤسسه معارف اسلامی امام رضا علیه السلام، ۱۴۱۸ق.