قداست خداوند در خطبه غدیر
قداست خداوند در خطبه غدیر به پاکی و برتری مطلق او از هرگونه نقص، نیاز، محدودیت و همانندی با مخلوقات اشاره دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در بخش آغازین خطبه میفرماید: «مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَ الَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ». «قداست و پاکی او سراسر روزگار را فراگرفته و نور او ابدیت را پوشانده است».
مقصود این عبارت، حضور جسمانی خداوند در زمان یا انتشار نور مادی نیست؛ بلکه همه مراتب هستی در تمام زمانها بر پاکی، کمال و بینیازی خداوند گواهی میدهند و آثار علم، قدرت، هدایت و تدبیر او همواره آشکار است.
جایگاه عبارت در خطبه غدیر
عبارت «ملأ الدهر قدسه» پس از فرازهای مربوط به توحید، علم الهی، لطیف و خبیر بودن خداوند و امکانناپذیری احاطه بر ذات او آمده است. پس از آن نیز خطبه به استقلال خداوند در تدبیر و بینیازی او از مشاور و شریک اشاره میکند.
ترتیب این فرازها نشان میدهد که قداست الهی با چند مفهوم ارتباط دارد:
- خداوند از صفات محدود مخلوقات منزّه است؛
- ذات او دارای جسم، مکان، زمان و کیفیت مخلوقانه نیست؛
- علم و قدرت او از جهل و ناتوانی پاک است؛
- تدبیر او از خطا، بیهودگی و ظلم منزّه است؛
- همه موجودات با زبان وجود خود بر پاکی و کمال او گواهی میدهند.
بنابراین، قداست در این فراز مفهومی فراگیر دارد و فقط به پاکی از گناه محدود نمیشود.
معنای قداست
«قداست» از ریشه «قدس» و به معنای پاکی، طهارت و تنزّه است. این واژه در کاربرد دینی میتواند به پاکی از آلودگیهای ظاهری یا معنوی اشاره داشته باشد؛ اما هنگامی که درباره خداوند بهکار میرود، به معنای برتری مطلق او از هر نقص و محدودیت است.[۱] قداست خداوند به این معناست که او از امور زیر منزّه است:
- جهل، خطا و فراموشی؛
- ضعف، ناتوانی و نیاز؛
- ظلم، بیهودگی و کار ناروا؛
- جسم، اجزا، شکل و اندازه؛
- مکان، جهت و محدودیت زمانی؛
- تغییر، زوال و فنا؛
- شریک، همانند و رقیب؛
- صفات ناقص و محدود مخلوقات.
قداست الهی، پاکی ذاتی و نامحدود است و از موجود دیگری به خداوند داده نشده است.
معنای «ملأ الدهر قدسه»
عبارت «ملأ الدهر قدسه» را میتوان چنین معنا کرد که پاکی و کمال خداوند در سراسر روزگار آشکار است و همه اجزای هستی در هر زمان بر تنزّه او گواهی میدهند. «دهر» در این عبارت به امتداد زمان و مجموعه روزگاران اشاره دارد. مقصود از پرشدن دهر به قداست خداوند، حلول یا قرارگرفتن خداوند در زمان نیست؛ زیرا خداوند خالق زمان است و به آن محدود نمیشود.
بعضی از شارحان خطبه غدیر چنین گفتند: در عبارت وَ اَلَّذی یَغْشَی الْاَبَدَ نُورُهُ کلمه «ابد» مقابل ازل است؛ یعنی بدون انتها و آخر. در اینجا باید گفت: این نور از شدت ظهور در خفا است. و بهطور خلاصه، خود حجاب خود است. کلمه «یغشی» فعل مضارع است که از غشاوه گرفته شده است؛ بهمعنای مستور و محجوببودن. کلمه «نوره» -علی الظاهر- فاعل فعل است و کلمه «ابد» مفعول است که بر فاعل مقدم شده است؛ یعنی نور او همیشه مانع از رسیدن مخلوق به حقیقت اوست.[۲]
این عبارت دارای بیانی ادبی و توحیدی است؛ یعنی:
- هیچ زمانی از نشانههای قدرت و کمال خداوند خالی نیست؛
- همه دورانها تحت علم و تدبیر او قرار دارند؛
- تغییر زمان موجب تغییر یا زوال صفات خداوند نمیشود؛
- موجودات در سراسر تاریخ بر پاکی و کمال آفریننده خود دلالت دارند.
تسبیح موجودات
فراگیری قداست الهی در جهان با آموزه قرآنی تسبیح موجودات ارتباط دارد. قرآن میفرماید:
تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلٰکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ؛ آسمانهای هفتگانه و زمین و هرکه در آنهاست او را تسبیح میگویند و هیچ موجودی نیست مگر آنکه همراه با ستایش، او را تسبیح میگوید؛ ولی شما تسبیح آنان را درنمییابید
(اسراء:۴۴)
مفسران درباره تسبیح موجودات دیدگاههایی بیان کردهاند:
- همه موجودات با زبان وجود و نظام آفرینش خود بر علم، قدرت و حکمت خداوند دلالت میکنند؛
- موجودات دارای مرتبهای متناسب با وجود خود از ادراک و تسبیحاند، هرچند انسان کیفیت آن را نمیفهمد؛
- برخی مفسران هر دو معنا را قابل جمع دانستهاند.[۳]
در هر صورت، آیه بیانگر آن است که سراسر آفرینش با پاکی و ستایش خداوند ارتباط دارد.
تفاوت تسبیح و تقدیس
«تسبیح» و «تقدیس» از نظر معنا نزدیکاند، اما تفاوتی در کاربرد آنها دیده میشود:
- تسبیح به معنای منزّهدانستن خداوند از هر نقص و نسبت نارواست؛
- تقدیس بر پاکی، طهارت و برتری خداوند از آلودگیها و محدودیتها تأکید دارد؛
- حمد ستایش خداوند به سبب صفات کمال و افعال نیکوی اوست.
بهصورت خلاصه، در تسبیح بیشتر نفی نقص و در حمد بیشتر اثبات کمال مورد توجه است. تقدیس نیز پاکی و فراتر بودن خداوند از همه کاستیها را بیان میکند. در آیه ۳۰ سوره بقره، فرشتگان میگویند:
وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ؛ ما تو را همراه با ستایشت تسبیح میکنیم و برای تو تقدیس بهجا میآوریم.
قدّوس؛ نام خداوند
«القدّوس» یکی از اسماء و صفات الهی و صیغه مبالغه از ریشه «قدس» است. این نام بر پاکی کامل و دائمی خداوند از هر نقص دلالت دارد. در آیه ۲۳ سوره حشر آمده است:
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ؛ او خدایی است که هیچ معبودی جز او نیست؛ فرمانروای پاک و سلامتبخش است
.
همچنین در آغاز سوره جمعه آمده است:
یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ؛ آنچه در آسمانها و زمین است، خداوند، آن فرمانروای پاک، شکستناپذیر و حکیم را تسبیح میگوید
.
همراهی «قدّوس» با صفاتی مانند مُلک، عزت و حکمت نشان میدهد که فرمانروایی خداوند از ظلم، ناتوانی و بیحکمتی پاک است.
سبّوح و قدّوس
در دعاها و اذکار اسلامی، دو وصف «سبّوح» و «قدّوس» در کنار یکدیگر آمدهاند:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ، رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ؛ او بسیار منزّه و پاک و پروردگار فرشتگان و روح است». «سبّوح» از ریشه تسبیح و به معنای بسیار منزّه از نقص است و «قدّوس» بر پاکی کامل و ذاتی خداوند دلالت دارد. این دو تعبیر در کنار یکدیگر بر تنزیه کامل خداوند تأکید میکنند
.
در بخش دیگری از آغاز خطبه غدیر نیز خداوند «قُدّوسٌ سُبّوحٌ، رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» معرفی شده است. این عبارت با موضوع قداست خداوند ارتباط مستقیم دارد.[۴]
معنای «یغشی الأبد نوره»
در عبارت «و الّذی یغشى الأبد نوره»، فعل «یَغشی» از ریشه «غشی» و به معنای فراگرفتن، پوشاندن و احاطهکردن است. «نورُه» فاعل و «الأبد» مفعول مقدم است؛ بنابراین، معنای جمله چنین است: «او کسی است که نورش ابدیت را فرا میگیرد». تفسیر این جمله به اینکه «نور خداوند مانع رسیدن مخلوق به حقیقت اوست» معنای مستقیم عبارت نیست. موضوع اصلی جمله، فراگیری و استمرار نور الهی است، نه پنهانشدن خداوند در پس نور.
«ابد» به امتداد بیپایان آینده اشاره دارد. مقصود خطبه آن است که نور خداوند پایانپذیر و زوالپذیر نیست و هیچ دورهای از آثار هدایت و تدبیر او خالی نخواهد بود.[۵]
معنای نور خداوند
نور خداوند در این فراز نباید نور جسمانی، موج یا انرژی مادی دانسته شود. نور مادی مخلوق خداوند، محدود و دارای ویژگیهای طبیعی است.
کاربرد «نور» درباره خداوند میتواند به معانی زیر اشاره داشته باشد:
- خداوند سرچشمه وجود و ظهور موجودات است؛
- حقایق به علم و هدایت او آشکار میشوند؛
- وحی و هدایت الهی، راه حق را برای انسان روشن میکنند؛
- آثار علم، قدرت و حکمت او در سراسر آفرینش نمایان است؛
- خداوند ذاتاً آشکار و دلیل وجود دیگر موجودات است.
در آیه نور آمده است:
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ؛ خداوند نور آسمانها و زمین است
(نور:۳۵) مفسران این آیه را به هدایتکننده اهل آسمانها و زمین، آشکارکننده حقایق و تدبیرکننده جهان تفسیر کردهاند. مراد، نور حسی و جسمانی نیست.[۶]
قداست ذاتی و قداست اعطایی
قداست خداوند ذاتی، نامحدود و مستقل است؛ اما قداستی که برای اشخاص، مکانها، زمانها یا اشیای دینی بیان میشود، اعطایی و وابسته به خداوند است.
قداست ذاتی
قداست ذاتی تنها از آنِ خداوند است. خداوند برای پاک و مقدسبودن به عامل دیگری وابسته نیست و هیچ موجودی قداست را به او نمیبخشد.
قداست اعطایی
برخی مخلوقات به سبب انتساب به خداوند، انتخاب الهی یا نقش آنها در هدایت دارای حرمت و قداستاند؛ مانند:
- پیامبران و امامان علیهم السلام؛
- قرآن کریم؛
- کعبه و مسجدالحرام؛
- مسجدها و مکانهای عبادت؛
- ماه رمضان؛
- شب قدر؛
- روز غدیر؛
- اشیاء و مکانهای وابسته به شعائر الهی.
قداست این امور به معنای الوهیت یا استقلال آنها نیست. احترام به مقدسات دینی هنگامی توحیدی است که قداست آنها وابسته به اراده و فرمان خداوند دانسته شود.
قداست و طهارت اهلبیت علیهم السلام
در قرآن، پاکی اهلبیت علیهم السلام در آیه تطهیر مطرح شده است:
إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛ جز این نیست که همواره خدا میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت برطرف نماید، و شما را چنانکه شایسته است پاک و پاکیزه گرداند
(احزاب:۳۳)
طهارت اهلبیت علیهم السلام موهبتی الهی و نشانه جایگاه معنوی آنان است؛ اهلبیت علیهم السلام بندگان برگزیده اویند و معدن قدس اویند.
قداست و پاکی از ظلم
یکی از لوازم قداست خداوند، پاکی او از ظلم است. خداوند نه به دلیل ناتوانی از ظلم، بلکه به سبب علم، حکمت، بینیازی و کمال مطلق خود، کار ظالمانه انجام نمیدهد. قرآن میفرماید:
وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ؛ پروردگار تو به بندگان ستم نمیکند
(فصلت:۴۶) بنابراین، قداست الهی تنها مفهومی آیینی یا لفظی نیست؛ بلکه با عدالت، حکمت و اعتماد به داوری خداوند ارتباط دارد.
قداست و نفی جسمانیت
تنزیه خداوند اقتضا دارد که صفات جسمانی به او نسبت داده نشود. خداوند:
- در مکانی قرار ندارد؛
- دارای شکل و اندازه نیست؛
- از اجزا ترکیب نشده است؛
- دچار حرکت، سکون و تغییر نمیشود؛
- به زمان و مکان نیاز ندارد.
برخی تعابیر دینی مانند «نور خدا»، «وجه خدا» یا «یدالله» باید با توجه به زبان قرآن و اصول محکم توحیدی معنا شوند و نباید به جسمانیت خداوند تفسیر گردند.
پیوند قداست با حمد و توحید
تسبیح و تقدیس، مکمل حمد الهیاند:
- در تسبیح و تقدیس، نقصها از خداوند نفی میشوند؛
- در حمد، صفات کمال برای او اثبات میشوند؛
- در توحید، یگانگی خداوند و نفی شریک بیان میشود.
از این منظر، آغاز خطبه غدیر نظامی هماهنگ از خداشناسی ارائه میکند: خداوند هم دارای همه کمالات است، هم از همه نقصها پاک است و هم در ذات، صفات و افعال شریکی ندارد.
ارتباط قداست الهی با امامت
بیان قداست خداوند پیش از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، نشان میدهد که فرمان اصلی خطبه از سوی خدایی صادر شده که از جهل، خطا، نیاز و ظلم منزّه است. از ساختار خطبه میتوان نتیجه گرفت:
- تعیین مسیر هدایت بر علم و حکمت خداوند استوار است؛
- فرمان الهی از انگیزههای شخصی و نقصهای انسانی پاک است؛
- پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مأمور ابلاغ فرمان خداوند است؛
- امام، بنده و حجت برگزیده خداوند است، نه موجودی مستقل از او؛
- اطاعت از امام در امتداد اطاعت از خداوند و پیامبر معنا پیدا میکند.
این ارتباط از ساختار کلی خطبه بهدست میآید؛ اما معنای مستقیم عبارت «ملأ الدهر قدسه»، بیان پاکی و تنزیه خداوند است.
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، مدخل «قدس».
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۱۲.
- ↑ طبرسی، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۴۴ سوره اسراء.
- ↑ شرح خطابه غدیر خم، بخش نخست خطبه.
- ↑ نقوی، شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، ص۱۱۲.
- ↑ طبرسی، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۳۵ سوره نور؛ شیخ صدوق، التوحید، باب تفسیر اسماء خداوند.
منابع
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
