پرش به محتوا

براء بن عازب انصاری

از ویکی غدیر
براء بن عازب انصاری
اطلاعات فردی
نام کاملبراء بن عازب بن حارث انصاری خزرجی (اوسی)
سرشناسیصحابهٔ پیامبر صلی الله علیه و آله • صحابه امیرالمؤمنین علیه السلام
وفاتحدود سال ۷۲ق
اطلاعات علمی
اطلاعات تکمیلی
علت شهرتروایت حدیث غدیر • کتمان حدیث غدیر و گرفتارشدن به نفرین امیرالمؤمنین علیه السلام

بَراء بن عازِب انصاری (درگذشت: ۷۲ق)، صحابه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و از یاران امیرالمؤمنین علی علیه السلام، از راویان حدیث غدیر که وثاقتش تحت تأثیر ماجرای شهادت‌ندادن او بر حدیث غدیر خم دانسته شده است. روایت او از حدیث غدیر را بسیاری از محدثان نقل کرده‌اند.

درباره نفرین امیرالمؤمنین علیه السلام بر براء بن عازب و پیامد آن اختلاف دارد: برخی نابینایی او را نقل کرده‌اند، در حالی‌که شیخ صدوق مرگ او در یمن را نتیجه نفرین دانسته است. رجالیانی مانند خویی، امین، مامقانی و شوشتری در سند و محتوای این گزارش‌ها اشکال کرده‌اند. شوشتری معتقد است اصل نابینایی براء درست است، اما روایت شیخ صدوق دچار تحریف و جابه‌جایی اسامی شده است.

همچنین، او از اقرارکنندگان به حدیث غدیر دانسته شده است: او مدت‌ها پس از آنکه به حدیث غدیر شهادت نداد، از عمل خود پشیمان شد و داستان غدیر را نقل کرد. نقل شده که او در کنار زید بن ارقم، ابوذر، مقداد و عمار در زمان خلافت عثمان پس از درخواست امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر شهادت دادند.

جایگاه: راوی حدیث غدیر

براء بن عازب انصاری از جمله صحابیان راوی حدیث غدیر از پیامبر صلی الله علیه و آله برشمرده شده و روایتش را بسیاری از محدثان نقل کرده‌اند؛[۱] از جمله:

همچنین، گفته شده که براء بن عازب حدیث غدیر را در ضمن روایت نزول آیه تبلیغ نقل کرده است.[۴۲]

آیا براء بن عازب حدیث غدیر را کتمان کرد؟

عمده‌ترین محل نزاع در وثاقت و مدح و ذم براء بن عازب ماجرای شهادت‌ندادن او بر حدیث غدیر خم دانسته شده است:

روایت کشی

محمد بن عمر کشی، رجالی شیعه، روایتی از طریق اهل سنت نقل کرده که روزی امیرالمؤمنین علیه السلام از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله، که در غدیر حاضر بودند، خواست تا شهادت دهند. برخی مانند ابوایوب انصاری شهادت دادند، اما انس بن مالک و براء بن عازب از شهادت‌دادن خودداری کردند. حضرت بر آنان نفرین کرد: «خدایا اگر از روی دشمنی کتمان کردند، آنان را مبتلا کن». در نتیجه، براء نابینا شد و انس به پیسی مبتلا گشت، به‌گونه‌ای که براء هرگاه از منزلش می‌پرسیدند، می‌گفت: «کسی که گرفتار دعا شده، چگونه راه را بیابد؟».[۴۳]

سید ابوالقاسم خویی، فقیه و رجالی شیعه، در معجم رجال الحدیث با اشاره به اینکه این روایت از طریق اهل سنت نقل شده و از جهت سند وثاقت ندارد، می‌نویسد: «کتمان براء و دعای حضرت بر او ثابت نیست».[۴۴] نیز، سید محسن امین، تراجم‌نگار شیعه، در اعیان الشیعه بعد از بیان گزارش‌های مختلف و گاه متناقص در مورد براء بن عازب، معتقد است که بر فرض پذیرش گزارش نابینایی براء، این واقعه باید بعد از جنگ نهروان اتفاق افتاده باشد. امین در آخر بر این باور است که نمی‌توان در مورد براء، با قطعیت چیزی گفت؛ ولی وی به سلامت نزدیک‌تر است.[۴۵]

روایت آمالی و خصال

در مقابل، شیخ صدوقدر روایت مفصلی از جابر بن عبدالله انصاری نقل می‌کند که در آن نفرین امام علیه السلام بر چهار نفر، به‌صورت متفاوتی، ذکر شده است. بر اساس این روایت، حضرت به براء گفت: اگر امروز شهادت ندهی، خدایت نمی‌راند مگر در همان جایی که از آن هجرت کرده‌ای. در پایان، جابر می‌گوید: اما براء بن عازب، معاویه او را والی یمن کرد و در همان‌جا مرد و یمن همان سرزمینی بود که از آن هجرت کرد. بر اساس این نقل، دعای حضرت بر براء، نابینایی نبود، بلکه مرگ در سرزمین هجرت بود.[۴۶]

عبدالله مامقانی، رجالی شیعه، در تنقیح المقال به این تعارض اشاره کرده و می‌نویسد که این روایت با نقل پیشین از اهل سنت در مورد نابینایی براء در تعارض است و همچنین با سیره تاریخی وفات او در کوفه در زمان مصعب بن زبیر که در اسد الغابة و الاصابة آمده نیز سازگاری ندارد.[۴۷]

محمدتقی شوشتری، رجالی شیعه، در قاموس الرجال، با نگاهی دقیق، به‌شدت به تحریف در روایت آمالی و خصال تاخته و چندین ناسازگاری محتوایی را گوشزد کرده است:

  • در این روایت، دعای نابینایی علیه اشعث بن قیس دانسته شده، در حالی که اشعث در تاریخ به «اعور» (یک چشم) معروف بوده و کسی او را نابینای مطلق ندانسته است.
  • در بخش خالد بن یزید بجلی آمده که قبیله «کنده» برای او نذر کردند و اسب و شتر ذبح نمودند، در حالی که کنده قبیله اشعث است، نه خالد بجلی؛ این نشان از جابه‌جایی اسامی در متن دارد.
  • تاریخ وفات براء در کوفه در زمان مصعب (که خود یکی از راویان است) با گزارش مرگ او در یمن در زمان معاویه تناقض آشکار دارد.

شوشتری با استناد به شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید[۴۸] می‌نویسد که اصل واقعه، کتمان حدیث و نابینایی براء بوده، اما در نقل صدوق اسامی و حوادث دچار تصحیف و تغییر شده است.[۴۹]

اقرار به غدیر

یکی از اصحاب معصومین علیهم السلام که به حدیث غدیر اقرار نموده براء بن عازب است:[۵۰] براء بن عازب کسی است که در روز غدیر آنقدر به منبر پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک بود که شاخه درختان را از بالای سر پیامبر صلی الله علیه و آله بلند کرده بود تا به حضرت اصابت نکند و حضرت در کمال آرامش سخنرانی کند. وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام‏ در میدان کوفه از همین شخص خواست تا درباره غدیر شهادت دهد سرباز زد و به نفرین آن حضرت گرفتار شد.

او بعدها از عمل خود پشیمان بوده و داستان غدیر را چنین نقل کرده است: با پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر حج بودم که در غدیر خم پیاده شدیم. دستور نماز جماعت داده شد و بین درختان برای پیامبر صلی الله علیه و آله جارو زده شد. حضرت نماز ظهر را خواند و دست علی بن ابی‌طالب علیه السلام را گرفت و فرمود: «هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست. خدایا، هر کس او را یاری کند یاری‌اش کن و هر کس او را واگذارد، واگذارش کن».[۵۱]

شهادت به غدیر در زمان خلافت عثمان

گفته شده که امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان عثمان اتمام حجتی در مسجد داشتند و از جمله به غدیر استناد نمود.[۵۲] در آنجا زید بن ارقم و براء بن عازب و ابوذر و مقداد و عمار گفتند: ما شهادت می‌دهیم که سخن پیامبر صلی الله علیه و آله را به یاد داریم که بر منبر ایستاده بود و تو در کنار او بودی و می‌فرمود: ای مردم، خداوند به من دستور داده که معرفی کنم امام شما را و آنکه بعد از من در میان شما قائم خواهد بود و وصی خود و جانشینم را و آن کسی که خداوند در کتابش اطاعت او را بر مؤمنین واجب کرده و اطاعت او را قرین اطاعت خود و من نموده و شما را در قرآن به ولایت او دستور داده است. من برای معاف‌شدن در این باره -از ترس اهل نفاق و تکذیبشان- به پروردگارم مراجعه کردم، ولی مرا ترسانید که باید این رسالت را برسانم و گرنه مرا عذاب می‌کند.

ای مردم، خداوند در کتابش شما را به نماز امر کرده و من آن را برایتان بیان نمودم، و به زکات و روزه و حج دستور داده که آن را هم برای شما بیان و تفسیر نمودم، و به ولایت دستور داده و من شما را شاهد می‌گیرم که ولایت مخصوص این شخص است -و حضرت دست مبارک را بر علی بن ابی‌طالب علیه السلام قرار دادند- و سپس برای دو پسرش بعد از او، و سپس برای اوصیاء از فرزندانشان بعد از آنهاست. آنان از قرآن جدا نمی‌شوند و قرآن از آنان جدا نمی‌شود تا بر سر حوضم بر من وارد شوند.

ای مردم، پناه و امامتان بعد از خودم و ولیّ و هدایت‌کننده شما را برایتان بیان کردم و او برادرم علی بن ابی‌طالب است و او در میان شما به‌منزله من در میان شماست. دین خود را از او پیروی کنید و در همه امورتان از او اطاعت نمایید، زیرا آنچه خداوند از علم و حکمتش به من آموخته نزد اوست. از او بپرسید و از او و جانشینانش بعد از او بیاموزید. به آنان چیزی یاد ندهید و بر آنان پیشی نگیرید و از ایشان عقب نمانید که آنان با حق و حق با آنان است. نه ایشان از حق جدا می‌شوند و نه حق از ایشان جدا می‌شود. زید بن ارقم و بقیه پس از این شهادت نشستند.[۵۳]

زندگی‌نامه

ابوعامر براء بن عازب از قبیله خزرج و از انصار مدینه برشمرده شده است. در نسب او اختلاف است: شیخ طوسی او را خزرجی معرفی کرده،[۵۴] اما در کتاب اسد الغابة[۵۵] او اوسی دانسته شده است.

او از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله و نیز از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام دانسته شده است.[۵۶] آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله او را به‌دلیل خردسالی از شرکت در جنگ بدر و احد بازداشت و نخستین حضور جدی او در خندق بود و مجموعاً در چهارده غزوه شرکت داشت.[۵۷] همچنین نقل شده که وی در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در رکاب امیرالمؤمنین علیه السلام حضور یافته است و در کوفه ساکن شد.[۵۸]

به‌نقل از منابع، براء بن عازب از کسانی مانند بلال بن رباح، ثابت بن ودیعة انصاری، حارث بن عمرو انصاری، حسان بن ثابت، ابوایوب انصاری، ابوبکر، و عمر بن خطاب روایت کرده است.[۵۹] افرادی همچون ثابت بن عبید، خیثمة بن عبدالرحمان جعفی، ربیع بن براء بن عازب، زاذان بن عمر کندی، سعد بن عبیدة، سعید بن مسیب قرشی و عبدالرحمن بن ابی‌لیلی از وی روایت کرده‌اند.[۶۰] سالمرگ او را سال ۷۲ق نوشته‌اند.[۶۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ چکیده عبقات الانوار، ص۱۳۹.
  2. ↑ مسند احمد، ج۳۰، ص۴۳۱.
  3. ↑ فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام، ص۱۹۷؛ فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام، ص۲۱۸.
  4. ↑ فضائل الصحابه، ج۲، ص۷۳۸؛ فضائل الصحابه، ج۲، ص۷۵۵.
  5. ↑ کتاب السنه، ص۵۹۱.
  6. ↑ الکتاب المصنف، ج۶، ص۳۷۲.
  7. ↑ سنن ابن‌ماجه، ج۱، ص۴۳.
  8. ↑ خصائص، ص۲۵۵.
  9. ↑ الاستیعاب، ج۳، ص۲۰۳.
  10. ↑ الکشف و البیان، ج۴، ص۹۲.
  11. ↑ العسل المصفی، ج۱، ص۴۹۳.
  12. ↑ فضائل الخلفاء الاربعه، ص۴۴.
  13. ↑ الامالی الخمیسیه، ج۱، ص۱۹۰.
  14. ↑ مختصر کتاب الموافقة، ص۱۴۱–۱۴۲.
  15. ↑ المناقب، ص۱۵۶–۱۵۷.
  16. ↑ الریاض النضرة، ج۳، ص۱۲۶.
  17. ↑ ذخائر العقبی، ص۶۷.
  18. ↑ التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۰۱.
  19. ↑ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۶.
  20. ↑ الفصول المهمة، ج۱، ص۲۴۰.
  21. ↑ فرائد السمطین، ج۱، ص۶۵؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۷۱.
  22. ↑ کفایة الطالب، ص۵۸؛
  23. ↑ نظم الدرر السمطین، ص۱۴۲–۱۴۳.
  24. ↑ بشارة المصطفی، ص۱۶۵.
  25. ↑ غرائب القرآن، ج۲، ص۶۱۶.
  26. ↑ فصل الخطاب، ص۴۷۳.
  27. ↑ البدایة و النهایة، ج۵، ص۲۱۰؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۴۹.
  28. ↑ المواعظ و الإعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، ج۲، ص۲۹۸–۲۹۹.
  29. ↑ اسنی المطالب، ص۴۸.
  30. ↑ المودة فی القربی، ص۱۳۱۶.
  31. ↑ تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۷.
  32. ↑ الجامع الصغیر، ج۲، ص۶۴۲.
  33. ↑ مشکاة المصابیح، ج۳، ص۳۶۰.
  34. ↑ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۲.
  35. ↑ بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۶۷؛ بحار الانوار، ج۳۷، ص۲۲۲.
  36. ↑ سمط النجوم العوالی، ج۳، ص۳۵.
  37. ↑ نظم المتناثر، ص۱۹۴.
  38. ↑ روح المعانی، ج۳، ص۳۶۰.
  39. ↑ تفسیر المنار، ج۶، ص۳۸۴.
  40. ↑ نزل الابرار، ص۵۲.
  41. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج۴، ص۳۳۰.
  42. ↑ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۴۰۴؛ غدیر در قرآن، ج۱، ص۸۷.
  43. ↑ اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۴۶–۲۴۷.
  44. ↑ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۸۶.
  45. ↑ اعیان الشیعه، ج۳، ص۵۵۲.
  46. ↑ الامالی للصدوق، ص۱۲۲–۱۲۳؛ الخصال، ج۱، ص۲۱۹–۲۲۰.
  47. ↑ تنقیح المقال، ج۱۲، ص۷۴–۷۸.
  48. ↑ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱، ص ۲۱۹
  49. ↑ قاموس الرجال، ج۲، ص ۲۵۸
  50. ↑ چهارده قرن با غدیر، ص۹۸؛ اسرار غدیر، ص۲۹۶.
  51. ↑ بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۴۹؛ بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۶۸؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۱۰۶.
  52. ↑ اولین میراث مکتوب درباره غدیر، ص۱۹.
  53. ↑ فرائد السمطین، ج۱، ص۳۱۴–۳۱۵.
  54. ↑ رجال الطوسی، ص۲۷.
  55. ↑ اسد الغابة، ج۱، ص۲۰۵.
  56. ↑ رجال الطوسی، ص۲۷؛ رجال الطوسی، ص۵۸.
  57. ↑ جمل من انساب الاشراف، ج۱، ص۳۱۶؛ الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۲؛ الاستیعاب، ج۱، ص۲۴۰.
  58. ↑ الاستیعاب، ج۱، ص۲۴۰.
  59. ↑ تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۵.
  60. ↑ تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۵.
  61. ↑ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۶۵.

منابع

  • اختیار معرفة الرجال المعروف برجال الکشی؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: مهدی رجایی، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۴ق.
  • الاستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر قرطبی اندلسی، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
  • أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ علی بن محمد جزری (عزالدین ابن‌اثیر)، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه؛ محمد بن محمد بن محمد جزری شافعی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، بی‌تا.
  • اعیان الشیعه؛ سید محسن امین عاملی، بیروت: دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  • الامالی؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: محمدباقر کمره‌ای، تهران: انتشارات کتابچی، ۱۳۷۶ش.
  • الامالی الخمیسیة؛ مرشد بالله یحیی بن حسن شجری جرجانی، تحقیق: محمد حسن محمد حسن اسماعیل، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • اولین میراث مکتوب از واقعه غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • البدایة و النهایة؛ إسماعیل بن عمر بن کثیر قرشی دمشقی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
  • بشارة المصطفی لشیعة المرتضی؛ عمادالدین محمد بن علی طبری آملی، نجف: المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۳ق.
  • تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان؛ نظام‌الدین حسن بن محمد قمی نیشابوری، تحقیق: زکریاء عمیرات، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۶ق.
  • التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)؛ محمد بن عمر فخر رازی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • تفسیر المنار (تفسیر القرآن الحکیم)؛ محمد رشید رضا، قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۰م.
  • تهذیب التهذیب؛ ابن‌حجر احمد بن علی عسقلانی، بیروت: دار صادر، بی‌تا.
  • تهذیب الکمال فی أسماء الرجال؛ یوسف بن عبدالرحمن مزی، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۶ق.
  • جامع المسانید و السنن الهادی لاقوم سنن؛ إسماعیل بن عمر بن کثیر قرشی دمشقی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
  • الجامع الصغیر فی أحادیث البشیر النذیر؛ عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۲۹ق.
  • جمل من أنساب الأشراف؛ احمد بن یحیی بن داود بلاذری، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
  • چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، به‌کوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
  • چهارده قرن با غدیر (اتمام حجت‌ها، بحث‌های علمی، مناظرات، میراث مکتوب، شعر و ادب، یادگارها و یادبودها)؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۷۹ش.
  • خصائص أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب رضی الله عنه، احمد بن علی نسائی، تحقیق: دانی بن منیر آل زهوی، بیروت: المکتبة العصریة، ۱۴۲۴ق.
  • الخصال؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • ذخائر العقبی فی مناقب ذوی‌القربی؛ محب‌الدین احمد بن عبدالله طبری، قاهره: مکتبة القدسی، ۱۳۵۶ق.
  • رجال الطوسی؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۷۳ش.
  • روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی؛ محمود بن عبدالله آلوسی بغدادی، تحقیق: علی عبدالباری عطیة، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • الریاض النضرة فی مناقب العشرة؛ محب‌الدین احمد بن عبدالله طبری، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
  • سمط النجوم العوالی فی أنباء الاوائل و التوالی؛ عبدالملک بن حسین عصامی، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقه‌ها وفوائدها؛ محمد ناصرالدین آلبانی، ریاض: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، ۱۴۱۵ق.
  • سنن ابن‌ماجه؛ أبوعبدالله محمد بن یزید قزوینی (ابن‌ماجه)، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بی‌جا: دار إحیاء الکتب العربیة، بی‌تا.
  • شرح نهج‌البلاغة؛ عبدالحمید بن هبة الله (ابن ابی‌الحدید معتزلی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بی‌تا.
  • العسل المصفی من تهذیب زین الفتی فی شرح سورة هل أتی؛ احمد بن محمد عاصمی، محمدباقر محمودی، قم: مجمع إحیای فرهنگ اسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال؛ عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی‏، تحقیق: محمدباقر موحد ابطحی اصفهانی‏، قم: مؤسسة الإمام المهدی علیه السلام، ۱۳۸۲ش.
  • غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب علیه السلام؛ احمد بن محمد حنبل، تحقیق: سید عبدالعزیز طباطبایی، قم: دار التفسیر، ۱۴۳۳ق.
  • فضائل الخلفاء الأربعة و غیرهم؛ ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی، تحقیق: صالح بن محمد عقیل، مدینه: دار البخاری، ۱۴۱۷ق.
  • فضائل الصحابة؛ احمد بن محمد حنبل، تحقیق: وصی‌الله بن محمد عباس، قاهره: دار ابن الجوزی، ۱۴۳۰ق.
  • فصل الخطاب؛ محمد بن محمد بن محمود حافظی بخاری (خواجه محمد پارسا)، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۱ش.
  • فرائد السمطین؛ ابراهیم بن محمد حموی جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت: مؤسسة المحمودی، ۱۳۹۸ق.
  • الفصول المهمة فی معرفة الأئمة؛ علی بن محمد (ابن‌صباغ مالکی)، تحقیق: سامی غریری، قم: دارالحدیث، ۱۴۲۲ق.
  • کتاب سلیم بن قیس الهلالی؛ سلیم بن قیس هلالی، تحقیق: علاءالدین موسوی، تهران: مؤسسة البعثة (قسم الدراسات الإسلامیة)، ۱۴۰۷ق.
  • کتاب السنه؛ احمد بن عمرو (ابن ابی‌عاصم)، بیروت: المکتب الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار؛ عبدالله بن محمد (ابن ابی‌شیبه)، تحقیق: کمال یوسف الحوت، بیروت: دار التاج، ۱۴۰۹ق.
  • الکشف و البیان المعروف تفسیر الثعلبی؛ احمد بن محمد ثعلبی، تحقیق: علی عاشور، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال؛ علاءالدین علی بن حسام‌الدین متقی هندی، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ق.
  • تنقیح المقال فی علم الرجال؛ عبدالله مامقانی، تحقیق: محی الدین و محمدرضا مامقانی، قم: مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ۱۴۲۳ق.
  • المناقب؛ موفق بن احمد بکری مکی حنفی خوارزمی، تحقیق: مالک محمودی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • مناقب آل ابی‌طالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق: محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
  • مسند أحمد؛ أحمد بن محمد بن حنبل شیبانی، تحقیق: شعیب الأرنؤوط و عادل مرشد، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
  • معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة؛ سید ابوالقاسم خویی، ایران: بی‌نا، ۱۴۱۳ق.
  • المواعظ و الإعتبار فی ذکر الخطط و الآثار؛ احمد بن علی مقریزی، لندن: مؤسسة الفرقان للتراث الإسلامی، ۱۴۲۲ق.
  • المودة فی القربی؛ علی بن شهاب‌الدین همدانی، بغداد: مجله الموسم، ۱۹۹۰م.
  • نظم المتناثر من الحدیث المتواتر؛ محمد بن جعفر کتانی، مصر: دار الکتب السلفیة للطباعة والنشر، بی‌تا.
  • نظم درر السمطین فی فضائل المصطفی صلی الله علیه و آله و المرتضی و البتول و السبطین علیهم السلام؛ محمد بن یوسف زرندی، تحقیق: حسین حسنی بیرجندی، بیروت: المجمع العالمی لاهل البیت علیهم السلام، ۱۴۳۳ق.
  • نزل الابرار بما صح من مناقب اهل البیت الاطهار؛ محمد بن معتمد بدخشانی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، ۱۴۰۳ق.