کریم وحلیم بودن خداوند در خطبه غدیر
کریم، حلیم و ذو اناة بودن خداوند در خطبه غدیر به فراز «كَرِيمٌ حَلِيمٌ ذُو أَنَاةٍ» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. در این فراز، خداوند با سه وصف «کریم»، «حلیم» و «ذو اناة» توصیف شده است؛ اوصافی که به بخشندگی و احسان، بردباری و شتابنکردن در مؤاخذه و تدبیر امور دلالت دارند.
صورت بدون اعراب این فراز «کریم حلیم ذو اناة» است. در شرح این عبارت، «کریم» درباره خداوند به احسان و انعام او بر آفریدگان، «حلیم» به بردباری و شتابنکردن در کیفر و «ذو اناة» به برخورداری از تأنّی، مهلتدهی و پرهیز از شتاب تفسیر شده است.[۱]
معنای کریم[۲]
«کریم» از ریشه «کَرَم» است. کرم در زبان عربی با بزرگواری، شرافت، بخشندگی و ارزشمندی ارتباط دارد. هنگامی که خداوند «کریم» خوانده میشود، این صفت میتواند بر این معانی دلالت کند:
- بخشندگی گسترده؛
- احسان بدون نیاز به دریافت عوض؛
- اعطای نعمت پیش از درخواست؛
- بخشش فراتر از استحقاق؛
- پوشاندن عیب و پذیرش توبه؛
- بزرگواری و برتری مطلق.
کرم خداوند تنها به بخشش مال یا روزی محدود نیست؛ بلکه اصل آفرینش، عقل، هدایت، فرصت توبه، آمرزش و پاداش نیز از جلوههای کرم او هستند.
کریم در قرآن
قرآن در چند آیه خداوند را «کریم» یا «اکرم» معرفی کرده است. در سوره نمل، از زبان سلیمان علیه السلام آمده است:
فَإِنَّ رَبّی غَنِیٌّ کَریمٌ؛ زیرا پروردگارم بینیاز و کریم است.
(نمل:۴۰) قرارگرفتن «غنی» در کنار «کریم» نشان میدهد که بخشش خداوند برای رفع نیاز او یا بهدستآوردن عوض نیست.
در سوره انفطار نیز آمده است:
یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَریمِ؛ ای انسان، چه چیزی تو را در برابر پروردگار کریمت فریفته است؟
(انفطار:۶) کرم خداوند در این آیه نباید موجب جرئت بر گناه شود. بخشندگی و مهلتدادن الهی با مسئولیت انسان و حسابرسی اعمال منافات ندارد.
همچنین قرآن میفرماید:
اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ؛ بخوان، و پروردگار تو کریمترین است.
(علق:۳) «اکرم» بر برتری مطلق خداوند در کرم و بخشندگی دلالت دارد.
تفاوت کرم و فضل
«کرم» و «فضل» به یکدیگر نزدیکاند، اما میتوان میان جهت معنایی آنها تفاوت گذاشت:
- «فضل» بیشتر بر عطای افزون بر استحقاق تأکید دارد؛
- «کرم» افزون بر بخشندگی، بزرگواری و شرافت بخشنده را نیز میرساند.
در فراز پیشین خطبه، خداوند «متفضّل» و «متطوّل» معرفی شد و در این فراز «کریم» خوانده میشود. این پیوستگی نشان میدهد که بخشش الهی از بزرگواری و بینیازی او سرچشمه میگیرد.
معنای حلیم
«حلیم» از ریشه «حِلم» است. حلم درباره انسان به خویشتنداری، کنترل خشم و پرهیز از واکنش شتابزده گفته میشود. این معنا درباره خداوند نباید مستلزم وجود نفس، هیجان یا خشم جسمانی دانسته شود. حلیم بودن خداوند به این معناست که:
- با وجود آگاهی از گناه، فوراً مجازات نمیکند؛
- با وجود قدرت بر کیفر، به گناهکار مهلت میدهد؛
- راه توبه و بازگشت را باز میگذارد؛
- مجازات او از روی هیجان و واکنش ناگهانی نیست؛
- کیفر و عفو او بر علم، حکمت و عدالت استوارند.
بنابراین، حلم الهی بهمعنای تأخیر حکیمانه در مجازات است، نه مهار یک حالت نفسانی مانند حلم انسان.
حلیم در قرآن
صفت «حلیم» در قرآن بارها درباره خداوند آمده است.
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلیمٌ؛ و بدانید که خداوند آمرزنده و بردبار است.
(بقره:۲۳۵)
وَ اللَّهُ غَنِیٌّ حَلیمٌ؛ و خداوند بینیاز و بردبار است.
(بقره:۲۶۳)
وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلیمٌ؛ بهیقین خداوند آنان را بخشید؛ زیرا خداوند آمرزنده و بردبار است.
(آلعمران:۱۵۵)
همراهشدن «حلیم» با «غفور» و «غنی» نشان میدهد که حلم خداوند با آمرزش و بینیازی او ارتباط دارد. خداوند از روی ناتوانی مجازات را به تأخیر نمیاندازد و از اطاعت بندگان نیز سودی دریافت نمیکند.
تفاوت حلم و مغفرت
«حلم» و «مغفرت» به هم مرتبطاند، اما یک معنا ندارند:
- حلم: مجازاتنکردن فوری و مهلتدادن به گناهکار؛
- مغفرت: پوشاندن و بخشیدن گناه.
ممکن است خداوند در برابر گناهی حلم ورزد و مجازات را به تأخیر اندازد، اما بخشش نهایی آن به توبه، شفاعت، عمل صالح یا حکمت الهی وابسته باشد. بنابراین، مهلتدادن همیشه بهمعنای بخشیدهشدن قطعی نیست. گناهکار نباید تأخیر مجازات را نشانه رضایت خداوند از رفتار خود بداند.[۳]
معنای ذو اناة
«ذو» بهمعنای صاحب و برخوردار از چیزی است. «اَناة» به تأنی، درنگ، وقار، بردباری و ترک شتاب گفته میشود.[۴]
«ذوأناة» درباره خداوند یعنی:
- در مجازات شتاب نمیکند؛
- به بندگان فرصت توبه و اصلاح میدهد؛
- افعال او بر تصمیم عجولانه استوار نیستند؛
- تدبیر او از روی علم و حکمت کامل است؛
- تأخیر او ناشی از غفلت یا ناتوانی نیست.
ترجمههای مناسب این عبارت عبارتاند از:
- دارای تأنی؛
- شتابنکننده؛
- مهلتدهنده؛
- صاحب بردباری و درنگ حکیمانه.
ذوأناة بهمعنای مسلط بر زمان نیست
در برخی نوشتههای معاصر، «ذوأناة» با سلطه خداوند بر زمان مرتبط دانسته شده است. خداوند آفریننده زمان و بر آن مسلط است، اما این مطلب معنای لغوی مستقیم «اَناة» نیست. «اَناة» در منابع لغوی از ریشهای بهمعنای تأنی و ترک شتاب است و نباید آن را به «آن» در زبان فارسی یا مفهوم لحظه و زمان مرتبط کرد.
بنابراین، ترجمه «مسلط بر زمان» برای «ذوأناة» ترجمه دقیقی نیست. اگر درباره آفرینندگی و حاکمیت خداوند بر زمان بحث شود، باید آن را برداشتی کلامی مستقل دانست، نه معنای مستقیم این فراز.
تفاوت حلیم و ذوأناة
«حلیم» و «ذوأناة» حوزه معنایی نزدیک دارند، اما از نظر تأکید یکسان نیستند:
| وصف | معنای اصلی | جهت تأکید |
|---|---|---|
| حلیم | بردبار | تأخیر مجازات با وجود علم و قدرت |
| ذوأناة | دارای تأنی و شتابنکننده | مهلتدادن و پرهیز از اقدام شتابزده |
«حلم» بیشتر به نحوه برخورد خداوند با خطا و نافرمانی بندگان مربوط است؛ «اَناة» بر شتابنکردن در تدبیر و مؤاخذه تأکید دارد. اجتماع این دو صفت در خطبه نشان میدهد که مهلتدادن خداوند هم از بردباری و هم از تدبیر حکیمانه او سرچشمه میگیرد.[۵]
مهلتدادن خداوند
قرآن تأخیر مجازات را یکی از جلوههای حلم الهی معرفی میکند:
وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَکَ عَلَیْها مِنْ دابَّةٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی؛ اگر خداوند مردم را بهسبب ستمشان مؤاخذه میکرد، هیچ جنبندهای را بر زمین باقی نمیگذاشت؛ ولی آنان را تا زمانی معین مهلت میدهد.
(نحل:۶۱)
در سوره فاطر نیز آمده است:
وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما کَسَبُوا ما تَرَکَ عَلیٰ ظَهْرِها مِنْ دابَّةٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی؛ اگر خداوند مردم را بهسبب آنچه انجام دادهاند مؤاخذه میکرد، هیچ جنبندهای را بر روی زمین باقی نمیگذاشت؛ ولی آنان را تا زمانی معین مهلت میدهد.
(فاطر:۴۵)
این مهلت میتواند زمینههایی برای امور زیر فراهم کند:
- توبه و بازگشت؛
- جبران خطا؛
- تکمیل آزمایش انسان؛
- آشکارشدن انتخابها و اعمال؛
- تحقق مصالحی که انسان از همه آنها آگاه نیست.
مهلت الهی و عدالت
حلم و تأنی خداوند بهمعنای تعطیل عدالت نیست. تأخیر مجازات با لغو مجازات تفاوت دارد.
ممکن است مجازات:
- با توبه بخشیده شود؛
- به زمانی دیگر موکول شود؛
- در دنیا یا آخرت تحقق یابد؛
- بر اساس حکمت و عدالت الهی تغییر کند؛
- با عفو و رحمت خداوند برطرف شود.
خداوند در مجازات شتاب نمیکند، اما اعمال انسان را نادیده نیز نمیگیرد. مهلت الهی فرصتی برای اصلاح است، نه نشانه بیاهمیتبودن گناه.
حلم الهی و ناتوانی
انسان گاهی بهدلیل ناتوانی، ترس یا نبود امکان واکنش، مجازات را به تأخیر میاندازد. این وضعیت «حلم» کامل بهشمار نمیرود.
حلم خداوند با ناتوانی تفاوت دارد؛ زیرا:
- خداوند بر مجازات قدرت دارد؛
- از گناه و انگیزه گناهکار آگاه است؛
- هیچ مانعی خارج از قدرت او وجود ندارد؛
- تأخیر او بر اساس حکمت است؛
- مجازات یا عفو او عادلانه است.
بنابراین، حلم زمانی صفت کمال است که تأخیر واکنش با وجود قدرت و از روی حکمت صورت گیرد.
حلم الهی و بیتفاوتی
بیتفاوتی به این معناست که شخص نسبت به خوبی و بدی یا حق و باطل اهتمامی نداشته باشد. چنین معنایی درباره خداوند نادرست است. خداوند به اعمال بندگان علم دارد، نیکی و بدی را یکسان نمیداند و برای اعمال نتیجه قرار داده است. حلم او بهمعنای نادیدهگرفتن دائمی ظلم و گناه نیست؛ بلکه فرصتی حکیمانه برای بازگشت و اصلاح است.
ترتیب صفات در خطبه
سه صفت خطبه با ترتیبی معنادار در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند:
- کریم: خداوند نعمت و احسان میبخشد؛
- حلیم: در برابر خطای بندگان فوراً مجازات نمیکند؛
- ذوأناة: در مؤاخذه شتاب نمیورزد و مهلت میدهد.
این ترتیب، رابطه خداوند با بندگان را تنها بر پایه مجازات توصیف نمیکند؛ بلکه ابتدا از کرم و احسان، سپس از بردباری و در پایان از مهلتدادن سخن میگوید.
این صفات در دعاها
ترکیب «حلیم» و «ذوأناة» در برخی دعاهای اسلامی نیز دیده میشود. در دعایی منقول برای شب نیمه شعبان آمده است: اللّهُمَّ إِنَّکَ عَلیمٌ حَلیمٌ ذُو أَناةٍ «خداوندا، تو دانا، بردبار و شتابنکنندهای.»[۶]
در این عبارت نیز «ذوأناة» بهمعنای صاحب تأنی و مهلتدهنده است، نه «مسلط بر زمان». اصل تسلط خداوند بر زمان در جای خود پذیرفته است، اما از معنای لغوی این واژه به دست نمیآید.
بازتاب اخلاقی در زندگی انسان
صفات خداوند در مرتبه الهی نامحدود و وابسته به ذات او هستند، اما انسان میتواند در محدوده انسانی خود به کرم، حلم و تأنی آراسته شود. بازتاب اخلاقی این صفات عبارت است از:
- بخشش بدون تحقیر دیگران؛
- کنترل خشم؛
- پرهیز از داوری شتابزده؛
- فرصتدادن برای جبران خطا؛
- تصمیمگیری پس از بررسی؛
- خودداری از انتقامجویی عجولانه.
این شباهت تنها در اصل مفهوم است و نباید صفات محدود و اکتسابی انسان با صفات نامحدود خداوند یکسان دانسته شوند.
ارتباط با فراز پیشین
فراز پیشین میگوید: یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَ الْعُیُونُ لا تَراهُ و سپس میافزاید: کَریمٌ حَلیمٌ ذُو أَناةٍ در این ترتیب، خداوند به همه دیدگان و اعمال بندگان آگاه است، اما با وجود این آگاهی، کریم و حلیم است و در مجازات شتاب نمیکند.
بنابراین، حلم خداوند ناشی از ناآگاهی از گناه نیست؛ او گناه را میداند و بااینحال، بر اساس حکمت به گناهکار مهلت میدهد.
ارتباط با فراز بعدی
فراز بعدی چنین است: قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَتُهُ، وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ «رحمت او همه چیز را فراگرفته و با نعمت خود بر آنان احسان کرده است.» کرم، حلم و اَنات خداوند با رحمت گسترده او ارتباط دارند. مهلتدادن به گناهکار یکی از جلوههای رحمت است؛ زیرا امکان توبه و اصلاح را فراهم میکند.
ارتباط با خطبه غدیر
موضوع مستقیم این فراز، صفات اخلاقی و فعلی خداوند در برخورد با آفریدگان است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیش از ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را کریم، بردبار و مهلتدهنده معرفی میکند.
این مقدمه نشان میدهد فرمانهای الهی از سوی خدایی صادر میشوند که با بندگان بر پایه علم، حکمت، کرم و رحمت رفتار میکند. بااینحال، معنای مستقیم این فراز درباره صفات خداوند است و ارتباط آن با ولایت از ساختار کلی خطبه فهمیده میشود.[۷]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۰۱.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۰۱.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم در غدیر خم، ص۱۰۱.
- ↑ المعجم الوسیط، ذیل واژه «أناة».
- ↑ نقوی، شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، ص۱۰۱.
- ↑ فشارکی، عنوان الکلام، ص۲۵۴.
- ↑ شرح خطبه غدیر، ج۱، ص۱۷۸.
منابع
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
- شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
- عنوان الکلام (به انضمام دو کتاب عشریه)؛ محمدباقر بن محمدجعفر فشارکی، تهران: کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۷ق.
