پرش به محتوا

انتقام خداوند از مجرمان در خطبه غدیر

از ویکی غدیر
انتقام خداوند از مجرمان
عدالت و شتاب‌نکردن خداوند در مجازات مجرمان
مشخصات فراز
بخشبخش آغازین خطبه غدیر؛ حمد و توصیف صفات الهی
موضوعشتاب‌نکردن خداوند در مجازات و انتقام از مجرمان
مفاهیمانتقام، عذاب، عدالت، حلم، مهلت، توبه، استحقاق و استدراج
منابع و پیوندها
آیاتآل‌عمران: ۴ و ۱۷۸؛ مائده: ۹۵؛ نحل: ۶۱؛ روم: ۴۷؛ فاطر: ۴۵؛ زمر: ۳۷ و ۵۳
روایاتامام علی علیه السلام: «وَ لَا تُعَاجِلْنِی بِالْعُقُوبَةِ عَلَی مَا عَمِلْتُهُ فِی خَلَوَاتِی»

انتقام خداوند از مجرمان در خطبه غدیر به فراز: لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَ لا يُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ «در انتقام خود شتاب نمی‌کند و درباره آنان نسبت به آنچه از عذابش سزاوار شده‌اند، پیش‌دستی نمی‌کند.» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. در این فراز، خداوند با وجود قدرت بر مجازات گناهکاران، به شتاب در انتقام و عذاب آنان توصیف نشده، بلکه بر حلم، مهلت دادن و تدبیر حکیمانه او تأکید شده است.

معنای فراز

این عبارت از دو بخش تشکیل شده است: لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ یعنی خداوند در انتقام و مجازات شتاب نمی‌کند. و: لا يُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ یعنی خداوند در رساندن عذابی که گناهکاران سزاوار آن شده‌اند، عجله نمی‌کند. بر اساس شرح‌های خطبه غدیر، این تعبیر بیانگر آن است که تأخیر در مجازات، ناشی از ناتوانی خداوند نیست؛ بلکه از حکمت، حلم و مهلت دادن به بندگان سرچشمه می‌گیرد. و این خود باعث افزودن بار گناه و عصیان مجرمان خواهد شد؛ زیرا آنها نسبت به این سنّت الهی غافل هستند.

معنای انتقام

«انتقام» از ریشه «نَقَمَ» است. این ریشه در کاربردهای لغوی به ناخشنودی از کار نادرست، انکار آن و مجازات مرتکب اشاره دارد.[۱]

هنگامی که انتقام به خداوند نسبت داده می‌شود، مقصود کیفر عادلانه و تحقق نتیجه اعمال مجرمان است. در این کاربرد، انتقام الهی از ویژگی‌های زیر پیراسته است:

  • خشم هیجانی و کنترل‌نشده؛
  • آسیب‌دیدن خداوند از گناه؛
  • نیاز به تشفی خاطر؛
  • کینه‌توزی؛
  • مجازات فراتر از استحقاق؛
  • خطا در شناخت مجرم یا اندازه جرم.

انتقام خداوند بر علم کامل، قدرت، عدالت و حکمت او استوار است.

انتقام انسانی و انتقام الهی

میان انتقام انسانی و انتقام الهی تفاوت اساسی وجود دارد:

انتقام انسانی انتقام الهی
ممکن است از خشم و کینه سرچشمه بگیرد بر علم، حکمت و عدالت استوار است
گاه برای جبران زیان شخصی است خداوند از گناه بندگان زیانی نمی‌بیند
ممکن است از حد استحقاق فراتر رود مجازات الهی ظالمانه و بی‌ضابطه نیست
احتمال اشتباه در شناخت مجرم وجود دارد علم خداوند به اعمال و نیت‌ها کامل است
ممکن است با ناتوانی یا شکست همراه شود هیچ مانعی مستقل از قدرت خداوند وجود ندارد

ازاین‌رو، کاربرد واژه «انتقام» درباره خداوند نباید با انتقام‌جویی هیجانی انسان یکسان فهمیده شود.

خداوندِ صاحب انتقام

قرآن در چهار آیه خداوند را «ذوانتقام» معرفی کرده است:

  • آل‌عمران، آیه ۴؛
  • مائده، آیه ۹۵؛
  • ابراهیم، آیه ۴۷؛
  • زمر، آیه ۳۷.

در سوره آل‌عمران آمده است: إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ وَ اللَّهُ عَزیزٌ ذُو انْتِقامٍ؛ کسانی که به آیات خداوند کافر شدند، عذابی سخت دارند و خداوند شکست‌ناپذیر و صاحب انتقام است.(آل‌عمران:۴) «ذوانتقام» در این آیات همراه با صفت «عزیز» آمده است. این همراهی نشان می‌دهد که اجرای مجازات الهی از قدرت و شکست‌ناپذیری او جدا نیست.[۲] «ذو» به‌معنای صاحب و برخوردار است و نشان می‌دهد انتقام، فعل اختیاری و حکیمانه خداوند است؛ نه واکنشی غیرارادی یا هیجانی.

به‌گفته سید محمدحسین طباطبایی (درگذشت: ۱۳۶۰ش)، مفسر قرآن، «ذوانتقام» از اسمای حسنای خداوند است که در همهٔ موارد در کنار اسم «عزیز» آمده است.[۳]

حسن مصطفوی (درگذشت: ۱۳۸۴ش)، مفسر قرآن و لغوی، معتقد است که علت همراه‌بودن این دو اسم در قرآن کریم این است که عزت به‌معنای چیره‌شدن و برتری یافتن است و کسی می‌تواند انتقام بگیرد که بر دیگران برتری و تسلط داشته باشد.[۴]

از نظر جعفر سبحانی، فقیه و مفسر قرآن، انتقام الهی در مقابل عقاب‌کردنِ سریع است و انتقام، شدیدتر از مجازات سریع و زود بوده است؛ چرا که وقتی در عذاب انسان گناهکار تعجیل شود، فرصت گناه‌کردن را چندان پیدا نمی‌کند؛ اما وقتی مهلت داده شود و فرصت نافرمانی بیشتر پیدا کند، مستحق شدیدترین مجازات‌ها خواهد بود.[۵]

استحقاق عذاب

خطبه درباره کسانی سخن می‌گوید که بر اثر اعمال خود سزاوار عذاب شده‌اند: بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ، «استحقاق» نشان می‌دهد که عذاب بدون دلیل یا بر اساس اراده‌ای بی‌ضابطه نیست. انسان با انتخاب و عمل خود می‌تواند زمینه پاداش یا مجازات را فراهم کند. استحقاق عذاب با تحقق قطعی و فوری آن یکسان نیست؛ زیرا ممکن است عواملی مانند این موارد در سرنوشت انسان تأثیر بگذارند:

  • توبه حقیقی؛
  • جبران حقوق دیگران؛
  • اعمال صالح؛
  • عفو الهی؛
  • شفاعت بر اساس اذن خداوند؛
  • مصالح و حکمت‌هایی که خداوند به آنها آگاه است.

بنابراین، «استحقاق» به‌معنای قابلیت عادلانه مجازات است، نه اینکه هر گناهی بدون امکان عفو یا توبه حتماً به عذاب منتهی شود.

شتاب‌نکردن در مجازات

خداوند توانایی مجازات فوری گناهکاران را دارد، اما بر اساس حکمت خود به آنان مهلت می‌دهد. قرآن می‌فرماید: وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَکَ عَلَیْها مِنْ دابَّةٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی؛ اگر خداوند مردم را به‌سبب ستمشان مؤاخذه می‌کرد، هیچ جنبنده‌ای را بر زمین باقی نمی‌گذاشت؛ ولی آنان را تا زمانی معین مهلت می‌دهد.(نحل:۶۱)

در سوره فاطر نیز آمده است: وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما کَسَبُوا ما تَرَکَ عَلیٰ ظَهْرِها مِنْ دابَّةٍ وَ لکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی؛ اگر خداوند مردم را به‌سبب آنچه انجام داده‌اند مؤاخذه می‌کرد، هیچ جنبنده‌ای را بر زمین باقی نمی‌گذاشت؛ ولی آنان را تا زمانی معین مهلت می‌دهد.(فاطر:۴۵). این آیات نشان می‌دهند که بقای زندگی و ادامه فرصت انسان، خود جلوه‌ای از حلم و مهلت الهی است.

حکمت مهلت الهی

مهلت‌دادن خداوند می‌تواند حکمت‌های گوناگونی داشته باشد:

  • فراهم‌شدن فرصت توبه؛
  • امکان جبران خطا؛
  • آشکارشدن انتخاب آزاد انسان؛
  • تکمیل آزمون و حجت؛
  • جداشدن مسیر نیکوکاران و بدکاران؛
  • تحقق مصالح فردی و اجتماعی؛
  • موکول‌شدن داوری کامل به آخرت.

نمی‌توان در هر رویداد مشخص، بدون دلیل قطعی یکی از این حکمت‌ها را تعیین کرد. آگاهی کامل از علت تأخیر مجازات هر فرد یا جامعه تنها نزد خداوند است.

مهلت به‌عنوان فرصت توبه

یکی از مهم‌ترین آثار مهلت الهی، باقی‌ماندن فرصت توبه و بازگشت است. قرآن می‌فرماید: قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً؛ بگو: ای بندگان من که بر خود زیاده‌روی کرده‌اید، از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ زیرا خداوند همه گناهان را می‌آمرزد.(زمر:۵۳) این آیه مجوز ادامه گناه نیست؛ بلکه دعوتی به توبه پیش از پایان فرصت است. مهلت الهی زمانی سودمند است که انسان از آن برای اصلاح استفاده کند.

مهلت و استدراج

مهلت الهی برای همه افراد نتیجه یکسانی ندارد. کسی که از فرصت برای توبه استفاده می‌کند، از رحمت خداوند بهره می‌برد؛ اما کسی که مهلت را نشانه رضایت خداوند بداند و بر گناه خود بیفزاید، ممکن است گرفتار استدراج شود.

قرآن می‌فرماید: وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً؛ کسانی که کافر شدند گمان نکنند مهلتی که به آنان می‌دهیم برایشان بهتر است؛ تنها به آنان مهلت می‌دهیم تا بر گناه خود بیفزایند.(آل‌عمران:۱۷۸) این آیه درباره کسانی است که آگاهانه بر کفر و گناه پافشاری می‌کنند. از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که هر مهلت الهی الزاماً برای افزایش گناه است. «استدراج» به وضعیتی اشاره دارد که انسان بر اثر ادامه نعمت و نبود مجازات فوری، به‌تدریج در غفلت و گناه فرو می‌رود.

تأخیر مجازات و رضایت خداوند

مجازات‌نشدن فوری انسان، دلیل رضایت خداوند از رفتار او نیست. ممکن است فرد یا جامعه‌ای مدتی از امکانات و نعمت‌ها برخوردار باشد، اما رفتار او از نظر اخلاقی و دینی نادرست باشد. برای تشخیص رضایت الهی باید به معیارهایی مانند وحی، عدالت، حق و تکلیف مراجعه کرد، نه صرفاً برخورداری از قدرت، ثروت یا نبود مجازات فوری.

حلم الهی و ناتوانی

تأخیر مجازات خداوند از ناتوانی ناشی نمی‌شود. انسان ممکن است به‌دلیل ضعف یا ترس نتواند با ظالم مقابله کند، اما درباره خداوند چنین محدودیتی وجود ندارد.

خداوند:

  • به اعمال آشکار و پنهان آگاه است؛
  • بر مجازات قدرت دارد؛
  • از فرار یا مقاومت مجرم ناتوان نمی‌شود؛
  • زمان مناسب اجرای حکم را می‌داند؛
  • در عفو و مجازات بر اساس حکمت عمل می‌کند.

ازاین‌رو، حلم خداوند صفت کمال است؛ زیرا مهلت‌دادن او با وجود علم و قدرت کامل صورت می‌گیرد.

انتقام الهی و عدالت

انتقام الهی یکی از جلوه‌های عدالت خداوند است. اگر ظلم و فساد هیچ نتیجه‌ای نداشته باشند و حق مظلومان نادیده گرفته شود، نظام اخلاقی و مفهوم عدالت ناقص خواهد بود. قرآن می‌فرماید: فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذینَ أَجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ؛ پس از کسانی که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر عهده ما بود.(روم:۴۷). در این آیه، انتقام از مجرمان با یاری مؤمنان همراه شده است. انتقام الهی می‌تواند به پایان‌دادن به ظلم، حمایت از حق و تحقق وعده خداوند منتهی شود.

انتقام و حمایت از مظلوم

مجازات ظالم تنها به رابطه او با خداوند محدود نیست؛ ظلم می‌تواند حقوق دیگران را نیز پایمال کند. اجرای عدالت درباره ظالم، از جهت احقاق حق مظلوم اهمیت دارد. بااین‌حال، انسان نمی‌تواند هر اقدام خشونت‌آمیز یا انتقام شخصی را به خداوند نسبت دهد. اجرای مجازات در زندگی اجتماعی به قانون عادلانه، اثبات جرم و مرجع صالح نیاز دارد. انتقام الهی مجوز کینه‌توزی، خودسری یا مجازات دیگران بدون ضابطه نیست.

انتقام و اصلاح

برخی مجازات‌های دنیوی می‌توانند کارکرد هشداردهنده، بازدارنده یا اصلاحی داشته باشند. بااین‌حال، نباید هدف همه انواع عذاب الهی را تنها «اصلاح مجرم» دانست.

مجازات ممکن است دارای آثار گوناگونی باشد:

  • هشدار و بیدارسازی؛
  • جلوگیری از گسترش ظلم؛
  • حمایت از حقوق دیگران؛
  • تحقق عدالت؛
  • آشکارشدن نتیجه اعمال؛
  • وفای به وعده الهی.

در عذاب نهایی آخرت، تحقق عدالت و نتیجه اعمال جایگاه ویژه‌ای دارد.

جزای اعمال در قیامت

قرآن پاداش و مجازات اخروی را بر اساس اعمال انسان معرفی می‌کند: لِیَجْزِیَ الَّذینَ أَساؤُوا بِما عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنیٰ؛ تا کسانی را که بدی کرده‌اند بر اساس اعمالشان کیفر دهد و کسانی را که نیکی کرده‌اند به پاداش نیکو برساند.(نجم:۳۱) این آیه نشان می‌دهد که جزای الهی با عمل انسان ارتباط دارد. خداوند بدون دلیل کسی را مجازات نمی‌کند و عمل نیک و بد را یکسان قرار نمی‌دهد.

انتقام الهی و رحمت

انتقام و رحمت خداوند متعارض نیستند. رحمت الهی فرصت توبه و اصلاح را فراهم می‌کند و عدالت الهی مانع بی‌نتیجه‌ماندن ظلم و فساد می‌شود.

رابطه این دو را می‌توان چنین توضیح داد:

  • خداوند پیش از مجازات، حجت را تمام می‌کند؛
  • فرصت توبه و جبران می‌دهد؛
  • مجازات را بیش از استحقاق قرار نمی‌دهد؛
  • می‌تواند بر اساس حکمت و رحمت عفو کند؛
  • حقوق مظلومان را نادیده نمی‌گیرد؛
  • ظلم پایدار را بدون داوری رها نمی‌کند.

فراز خطبه نیز ابتدا از رحمت و نعمت و سپس از شتاب‌نکردن در انتقام سخن می‌گوید. این ترتیب نشان می‌دهد که مجازات در بستری از علم، رحمت، حلم و عدالت قرار دارد.

شتاب‌نکردن خداوند در دعای کمیل

در دعای کمیل، امیرالمؤمنین علیه السلام از خداوند می‌خواهد که در مجازات او شتاب نکند: وَ لا تُعاجِلْنی بِالْعُقُوبَةِ عَلیٰ ما عَمِلْتُهُ فی خَلَواتی، «و مرا به‌سبب آنچه در خلوت انجام داده‌ام، به‌سرعت مجازات مکن.»[۶] این درخواست بر اعتراف به مسئولیت انسان، امید به رحمت خداوند و استفاده از مهلت برای توبه دلالت دارد.

هدف خداوند از انتقام گرفتن

درباره هدف خداوند در انتقام‌گرفتن در ذیل این پاره از خطبه غدیر از سوی برخی محققان چنین گفته شده است: در میان انسان‌ها رایج است که وقتی عمل بدِ یک فرد موجب نقص و ضررشان شود، با مجازاتِ وی می‌خواهند قلب خود را التیام دهند و در صورتِ توان ضرر خود را جبران کنند یا به‌وسیلهٔ انتقام حدأقل عصبانیت خود را خالی کنند؛ اما خدا ساحتش مقدّس‌تر از آن است که از اعمال بندگان بدکارش متضرّر شود یا نقصی بر او وارد آید.

گفته شده که انتقام خداوند، انتقام مظلوم از ظالم نیست که جنبه تلافی‌کردن داشته باشد؛ همچنین انتقام قاضی از بزهکار نیست که جنبه تأدیبی و تأمینی داشته باشد؛ بلکه انتقام خداوند که مجازات گناهکاران است بنا به مقتضای عدل الهی است: خدا زمانی از یک گروه انتقام می‌گیرد که اجرای عدالت و اصلاح امور مقتضای آن را داشته باشد و بر وفق نظام کامل خلقت، انتقام لازم باشد. این زمانی رخ می‌دهد که برنامه انسان و جریان امور او بر خلاف نظم الهی و در مقابل کتاب، احکام و تکالیف الهی و در مقابل رسولان او باشد. در این صورت بر خداوند واجب می‌شود که او را مؤاخذه و عقاب کند تا رسول خدا صلی الله علیه و آله دین خود را یاری کند و از سویی کفر و مکر شیاطین و دشمنان را نابود کند و نور خود را کامل نماید.[۷]

بنابراین هدف خداوند از انتقام، اصلاح زمین از فساد است؛ یعنی مفسدانی را که امید هیچ‌گونه خیری از آنها نیست و همه منافذ نور و هدایت را بر خودشان بسته‌اند از بین برده و ریشه‌کن می‌کند. پس خداوند انتقام‌گیرنده از ظالمان به‌خاطر حق مظلومان است: ... فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذینَ أجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ…؛ ولی (هنگامی که اندرزها سودی نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یاری کردیم) و یاری مؤمنان، همواره حقّی است بر عهده ما(روم:۴۷).

گفته شده که هرکجا در قرآن و سنّت انتقام به خدا نسبت داده شده، به‌دلیل تضییع حقی از حقوق دین الهی و شریعت آسمانی است. همچنین خداوند از گروهی نیز در قیامت انتقام خواهد گرفت و هدف از این انتقام انجام وعده الهی است؛ چرا که خداوند وعده داده که به‌زودی در میان بندگانش به‌حق قضاوت می‌کند و اعمال آنها را جزا می‌دهد؛ اگر خیر است جزای خیر و اگر شر است جزای شر می‌دهد: لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أساءواْ بِمَا عَمِلُواْ وَ یجزِیَ الَّذِینَ أحْسَنُواْ بِالحُسْنیَ؛ تا بدکاران را به کیفر کارهای بدشان برساند و نیکوکاران را در برابر اعمال نیکشان پاداش دهد(نجم:۳۱).[۸]

ارتباط با فراز پیشین

فراز پیشین درباره رحمت فراگیر و نعمت خداوند بود: قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَتُهُ، وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ، پس از آن آمده است: لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَ لا یُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ، این پیوستگی نشان می‌دهد که شتاب‌نکردن در مجازات، یکی از آثار رحمت و حلم خداوند است. انسان حتی پس از ارتکاب گناه نیز فوراً از همه نعمت‌ها محروم نمی‌شود و امکان بازگشت دارد.

ارتباط با فراز بعدی

فراز بعدی خطبه درباره علم خداوند به درون انسان‌هاست: قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، «رازها را می‌داند و از درون‌ها آگاه است.» این ترتیب نشان می‌دهد که مهلت‌دادن خداوند ناشی از ناآگاهی از گناهان پنهان نیست. او به ظاهر، باطن، انگیزه و آثار اعمال آگاه است و بر اساس علم کامل داوری می‌کند.

ارتباط با خطبه غدیر

موضوع مستقیم این فراز، عدالت، حلم و شتاب‌نکردن خداوند در مجازات است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیش از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را آگاه، مهربان و عادل معرفی می‌کند. در برخی تفاسیر شیعی، مقابله با ولایت و ستم به اهل‌بیت علیهم السلام نیز از مصادیق اعمالی دانسته شده که در داوری الهی بررسی می‌شوند. بااین‌حال، عبارت خطبه معنایی عام دارد و همه کسانی را که بر اثر اعمال خود سزاوار مجازات شده‌اند دربر می‌گیرد. از متن این فراز به‌تنهایی نمی‌توان زمان یا شیوه خاصی برای مجازات مخالفان غدیر تعیین کرد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۵، ص۴۶۴.
  2. ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۸۵.
  3. ↑ تفسیر المیزان، جلد۱۲، صفحه۸۵.
  4. ↑ التحقیق، ج۱۲، ص۲۲۹.
  5. ↑ مفاهیم القرآن، ج۶، ص۲۴۵.
  6. ↑ شریفی، شرح خطبه غدیر، ج۱، ص۱۸۰.
  7. ↑ التحقیق، ج۱۲، ص۲۲۸.
  8. ↑ شرح خطبه غدیر، ج۱، ص۱۸۲–۱۸۳.

منابع

  • التحقیق فی کلمات القرآن الکریم‌؛ حسن مصطفوی، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
  • تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور؛ محمدطاهر ابن عاشور، بیروت: فرهنگ نشر نو، ۱۴۲۰ق.
  • المیزان فی تفسیر القرآن؛ سید محمدحسین طباطبایی، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴ق.
  • شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
  • معجم مقاییس اللغة؛ احمد بن فارس بن زکریاء قزوینی رازی، تحقیق: عبد السلام محمد هارون، بیروت: دار الفکر، ۱۳۹۹ق.