تبليغ غدير با حديث طير
حدیث طیر (حدیث مرغ) از جمله احادیث مشهور و مورد توجه در فضیلت امیرالمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام است. این روایت با طرق متعدد و اسامی مختلفی از صحابه و تابعین نقل شده و بسیاری از علمای بزرگ اهل سنت آن را در کتب خود آوردهاند.
حدیث طیر به روایت انس بن مالک
انس بن مالک نقل میکند که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله مرغی بود که برای ایشان طبخ شده و هدیه داده شده بود. حضرت دعا کردند: «اللهم ائتنی بأحب الناس إلیک یأکل معی هذا الطیر» (پروردگارا، محبوبترین خلق خود را نزد من بفرست تا با من این مرغ را تناول کند). بلافاصله علی بن ابی طالب علیه السلام وارد شد و با پیامبر صلی الله علیه وآله غذا خورد.[۱]
در نقل دیگری از انس بن مالک آمده است که پیامبر سه بار این دعا را تکرار کردند و هر بار علی علیه السلام بر در خانه آمد، اما انس به بهانههای مختلف او را راه نداد. بار سوم که حضرت علی علیه السلام با پا در را کوبید، رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند او را وارد کن. پس از ورود علی علیه السلام، حضرت پرسیدند چه چیز تو را از من بازداشت؟ حضرت علی علیه السلام عرض کرد سه بار بر در خانه آمدم و این بار سوم است که خدمت رسیدم. حضرت از انس پرسیدند چه چیز تو را واداشت که علی علیه السلام را راه ندهی؟ انس پاسخ داد: دعای شما را شنیدم و دوست داشتم یکی از قوم من به این مقام برسد.[۲]
سید حمیری، شاعر قرن دوم هجری قمری، آن را به نظم کشیده است که اینگونه آغاز میشود:
| نُبِّئتُ اَنَّ اَبانا كان عن اَنَس | يَروی حديثاً عجيباً مُعجِباً عَجَباً | |
| فی طائرٍ جاء مَشويّاً بِه بَشَرٌ | يوماً و كان رسولُ الله مُحتَجِباً | |
| ادناه منه فلما ان رآه دعا | ربا قریبا لاهل الخیر منتجبا | |
| اَدخِل الیَّ احبَّ الخلق کُلِّهم | طُرّاً الیک فاعطاه الذی طلبا |
به من خبر رسیده که پدرمان از انس حدیث شگفت و بهتآوری را روایت نموده است، درباره مرغ بریانی که روزی یک نفر آورد و رسول خدا در خانه از نظر مردم دور بودآن مرغ را نزد حضرتش برد و هنگامی که چشم آن حضرت به آن افتاد پروردگار را که به همه کس نزدیک و برگزیننده خوبان است خواند و گفت: محبوبترین آفریدگان را در نظر خودت بر من وارد ساز. خدا هم آنچه خواست به او عطا فرمود).[۳]
روایت از امام صادق علیه السلام
حضرت صادق علیه السلام به واسطه پدران گرامشان از امیرالمؤمنان علیه السلام نقل فرمودهاند که پس از نماز صبح در مسجد با پیامبر صلی الله علیه وآله بودم. حضرت به خانه عایشه تشریف بردند و من به خانه حضرت فاطمه علیها السلام رفتم و با حسن و حسین علیهما السلام مشغول شدم. سپس به رسم همیشگی به درب خانه عایشه رفتم. عایشه گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله خوابیده است. بازگشتم. بار دوم گفت: پیامبر مشغول کاری است. بار سوم که شدیداً در را کوبیدم، صدای پیامبر صلی الله علیه وآله را شنیدم که فرمودند در را باز کن.[۴]
پیامبر صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمودند: ای ابوالحسن! من گرسنه از تو جدا شدم. در خانه عایشه چیزی برای خوردن نبود. دست به دعا برداشتم و جبرئیل با این مرغ که از غذاهای بهشتی بود نازل شد. سپس دعا کردم: پروردگارا! بندهای را که تو را دوست دارد و تو او را دوست داری بر این طعام حاضر فرما. صدای در زدن تو را شنیدم و خوشحال شدم که تو محب خدا و رسول و محبوب خدا و رسولی.
در ادامه این روایت، پس از صرف غذا، پیامبر صلی الله علیه وآله به عایشه فرمودند: «این عمل تو اولین اظهار بغض و کینهات به علی نخواهد بود... به خدا سوگند که تو با او مقاتله و جنگ خواهی کرد.» عایشه پرسید مگر ممکن است زنان با مردان بجنگند؟ حضرت فرمودند: «تو سوار اشتری خواهی شد که چون شیطان باشد... به سوی شهری حرکت میکنی که اهل آن یاران تو هستند... و از آنجا به حالت مغلوبیت و ذلت مراجعت میکنی».[۵]
دلالت حدیث بر افضلیت امیرالمومنین علیه السلام
حدیث طیر مشوی را از فضایل حضرت علی علیه السلام شمردهاند؛ چنانکه سید مرتضی در کتاب «الفصول المختارة»[۶] به آن اشاره کرده است. بر اساس این روایت، امیرالمومنین علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، محبوبترین خلق خدا نزد او میباشد؛ چنانکه شیخ مفید در «الافصاح»[۷] و گنجی شافعی در «کفایة الطالب» [۸] نیز این مطلب را یادآور شدهاند.
این حدیث از سوی متکلمان شیعه به عنوان یکی از دلایل افضلیت امیرالمومنین علی علیه السلام برای خلافت مطرح گردیده است. به عنوان نمونه، شیخ مفید در «الافصاح» و سید مرتضی در «الفصول المختارة» بدان استناد کردهاند. شیخ مفید با استناد به همین حدیث استدلال میکند که محبوبیت الهی مبتنی بر حق است نه هوای نفس، و از آنجا که تقدیم مفضول بر فاضل جایز نیست، امام علی علیه السلام بهعنوان محبوبترین مخلوق پس از پیامبر صلی الله علیه و آله باید برترین فرد در امر امامت باشد.[۹] همچنین سید مرتضی برتری عمل و عبادت امام علی علیه السلام نسبت به همگان (به استثنای پیامبر صلی الله علیه وآله) را نتیجه همین محبوبیت الهی دانسته و آن را دلیلی بر افضلیت ایشان میشمارد.[۱۰]
نقد ابن تیمیه و پاسخ به آن
ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنه»[۱۱] ادعا کرده است که «اهل علم و معرفت میدانند حدیث طیر از احادیث دروغ و جعلی است».[۱۲]
در پاسخ به این ادعا باید گفت که این حدیث توسط دوازده نفر از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است:
- امیرالمؤمنین علیه السلام - حاکم نیشابوری نقل کرده است
- عبدالله بن عباس - ابن سعد و جماعتی نقل کردهاند
- ابوسعید خدری - حاکم نیشابوری آورده است
- سفینه - حاکم نیشابوری و احمد بن حنبل نقل کردهاند
- ابوالطفیل - حاکم نیشابوری نقل کرده است
- انس بن مالک - ترمذی، بزار، نسائی، حاکم نیشابوری، بیهقی و ابن حجر آوردهاند
- سعد بن ابی وقاص - ابونعیم اصفهانی آورده است
- عمرو بن عاص - در نامهای به معاویه (خوارزمی در المناقب)
- یعلی بن مرّة - حافظ ابوعبدالله گنجی و دیگران
- جابر بن عبدالله انصاری - ابن عساکر نقل کرده است
- ابورافع - ابن کثیر نقل میکند
- حبشی بن جناده - ابن کثیر آورده است
علمایی که این حدیث را روایت کردهاند
بسیاری از پیشوایان اهل سنت این حدیث را در کتابهای خود آوردهاند، از جمله: ابوحنیفه (پیشوای حنفیان)، احمد بن حنبل، ابوحاتم رازی، ترمذی، بزار، نسائی، ابو یعلی موصلی، محمد بن جریر طبری، طبرانی، دارقطنی، ابن بطه عکبری، حاکم نیشابوری، ابوبکر بن مردویه اصفهانی، بیهقی، ابن عبدالبر، خطیب، ابوالمظفر سمعانی، بغوی، ابن عساکر، ابن اثیر، مزی، ذهبی، ابن حجر عسقلانی، جلال الدین سیوطی و دیگران.[۱۳]
تألیف کتب مستقل درباره حدیث طیر
برخی از بزرگان اهل سنت برای جمعآوری اسناد این حدیث، کتابی مستقل تألیف کردهاند، از جمله: ابن جریر طبری، ابن عقدة، ابن مردویه، ابونعیم اصفهانی، ابوطاهر بن حمدان، و ذهبی. ذهبی در «تذکرة الحفاظ» و دیگر کتابهایش تصریح کرده که کتابی مستقل در اسناد «حدیث طیر» تألیف کرده است.[۱۴]
همچنین میرحامد حسین جلد سیزدهم (دفتر چهارم از منهج دوم) عَبَقاتالانوار را به این حدیث اختصاص داده و اسناد آن را از طریق راویان اهلسنت با ذکر نام راویان و نقد هر حدیث بهتفصیل ذکر کرده است.
تبليغ غدير با حديث طير[۱۵]
يكى از موضوعاتى كه در رابطه با غدیر بايد مورد توجه قرار گيرد و در تحقیق و تألیف درباره غدير نبايد از آنها غفلت شود - اگر چه از نظر تحقيقى از موضوعات غدير نيستند - حديث طير است.[۱۶]
پانویس
- ↑ عبقات الأنوار، ج ۱۳، ص ۳؛ همچنین ر.ک: شرح حال و فضایل خاندان نبوت، ابن جوزی، ص ۵۷
- ↑ شرح حال و فضایل خاندان نبوت، ابن جوزی، صفحه ۵۸
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب، ج۲، ص۱۱۶.
- ↑ ترجمه و متن کتاب شریف احتجاج، ج ۱، ص ۴۲۷
- ↑ همان، ص ۴۳۱؛ نیز ر.ک: شبهای پیشاور در دفاع از حریم تشیع، سلطان الواعظین، ص ۳۶۷-۳۶۸
- ↑ الفصول المختارة ص۹۶
- ↑ الافصاح ص۳۳
- ↑ کفایة الطالب ص۱۵۱
- ↑ الافصاح، شیخ مفید، ص۳۳
- ↑ الفصول المختارة، سید مرتضی، ص۹۶
- ↑ منهاج السنه ج۷، ص۳۷۱
- ↑ افکار ابن تیمیه در بوته نقد، حسینی میلانی، ص ۶۱
- ↑ افکار ابن تیمیه در بوته نقد، ص ۶۴
- ↑ عبقات الأنوار، ج۱۳، ص۳
- ↑ غدير در آئينه كتاب: ص ۳۳،۳۲.
- ↑ دانشنامه غدیر،ج ۱۴،ص ۴۲۳.