ابوعبیده جرّاح
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | عامر بن عبدالله بن جراح بن هلال |
| سرشناسی | صحابهٔ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، از مهاجران حبشه |
| تولد | حدود ۴۰ سال پیش از هجرت – در مکه |
| وفات | سال ۱۸ هجری قمری – بر اثر بیماری طاعون عمواس |
| نحوه درگذشت | بیماری طاعون عمواس در سال ۱۸ هجری |
| محل دفن | روستای «عمتا» در منطقهٔ غور (بیسان، اردن) |
| اطلاعات علمی | |
| شاگردان | جابر بن عبدالله، عرباض بن جاریه، ابوامامه باهلی، اسلم غلام عمر، سمرة بن جندب، عبدالرحمن بن غنم، عیاض بن غطیف (راویان حدیث از او) |
| مذهب | اهل سنت، از پایهگذاران سقیفه |
| اطلاعات فرهنگی | |
| علت شهرت | از اعضای صحیفه ملعونه، از اعضاء ترور پیامبر صلی الله علیه وآله، حضور در سقیفه و نقش در خلافت ابوبکر |
ابوعبیده جراح، عامر بن عبدالله بن جراح، صحابهٔ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از مهاجران حبشه است که در تیرهٔ بنیحارث بن فهر از قبیلهٔ قریش جای دارد. او در جنگهای صدر اسلام حضور داشت و پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه وآله، در ماجرای سقیفه و استقرار خلافت ابوبکر نقشآفرینی کلیدی ایفا کرد. همچنین به عنوان فرماندهٔ فتح شام و حاکم آن سامان در دوران عمر، شناخته میشود. با وجود جایگاهی که در منابع اهل سنت برای او ترسیم شده، نگاه شیعی به دلیل عملکردش در برابر اهل بیت علیهمالسلام و نیز نقلهای تاریخی از او، حاوی نقدهایی جدی است.
زندگینامه
عامر بن عبدالله بن جراح، با کنیهٔ ابوعبیده، برخلاف رسم عرب، نام جدّ خود (جراح) را در انتساب به کار برده است.[۱] دربارهٔ پدرش اختلاف است: برخی او را مسلمان دانستهاند، ولی گزارشهایی که او را از مخالفان پیامبر صلی الله علیه آله و کشتهشده به دست ابوعبیده در بدر معرفی میکنند، با توجه به اینکه پدرش در جنگ فجار پیش از اسلام درگذشته بود، ساختگی به نظر میرسد.[۲] مادرش امیمه بنت غنم بن جابر، مسلمان شد.[۳]
در جاهلیت و اسلام
ابوعبیده از ۱۷ نفر باسواد مکه در آستانهٔ اسلام بود و گورکنی نیز میکرد.[۴] او از نخستین مسلمانان شمرده شده، در شمار مهاجران حبشه (هجرت نخست یا دوم) حضور داشت و پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه آله به مدینه، در خانهٔ کلثوم بن هدم ساکن شد.[۵] پیامبر صلی الله علیه وآله میان او و چند تن از صحابه (از جمله سعد بن معاذ و سالم مولای ابیحذیفه) پیمان برادری بست.[۶] همچنین روایتی از نوشیدن شراب توسط او همراه با ابیّ بن کعب و ابوطلحه، پیش از تحریم، نقل شده است.[۷]
حضور در جنگها
ابوعبیده در تمامی غزوههای پیامبر صلی الله علیه وآله به جز تبوک (به روایتی) شرکت داشت.[۸] در جنگ احد از مدافعان پیامبر صلی الله علیه وآله بود و حلقهٔ زرهی که در صورت ایشان فرورفته بود، با دندان بیرون کشید که سبب شکستگی دندانهایش شد و به او «اثرم» گفتند.[۹] منابع شیعی تأکید دارند که در آن روز تنها امام علی علیه السلام و ابودجانه در کنار پیامبر ماندند.[۱۰] او فرماندهی چند سریه (خبط، ذی القصه) را بر عهده داشت و در فتح مکه، فرمانده بخشی از سپاه بود.[۱۱] همچنین از گواهان صلح حدیبیه و پیمانهای قبایل بود[۱۲] و برای جمعآوری زکات و آموزش دین به بحرین، نجران و یمن فرستاده شد.[۱۳] در غزوهٔ ذات السلاسل، با وجود ناخشنودی از عمرو بن عاص، به فرمان پیامبر صلی الله علیه وآله با او همکاری کرد.[۱۴]
سقیفه و خلافت ابوبکر
بیشتر بخوانید: "سقیفه"
پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه وآله، ابوعبیده به همراه عمر در سقیفه حاضر شد و در به خلافت رساندن ابوبکر نقشی اساسی داشت.[۱۵] برخی منابع شیعه از عهدی پنهانی میان ابوعبیده، عمر، ابوبکر، مغیرة بن شعبه و عبدالرحمن بن عوف برای جلوگیری از رسیدن خلافت به بنیهاشم سخن گفتهاند.[۱۶]
بیشتر بخوانید: "صحیفه ملعونه اول" و "صحیفه ملعونه دوم"
در سقیفه، او با ابوبکر بیعت کرد و از امام علی علیه السلام خواست تا به دلیل جوانی و کهنسالی ابوبکر، خلافت را به او واگذارد.[۱۷] همچنین در جریان هجوم به خانهٔ حضرت فاطمه سلام الله علیها و گرفتن بیعت از عباس، ابوعبیده حضور داشت.[۱۸] او از عناصر استحکام خلافت شیخین بود و مدتی متصدی بیت المال شد.[۱۹]
فتح شام
عمر بن خطاب پس از مرگ ابوبکر، ابوعبیده را به جای خالد بن ولید، به فرماندهی سپاه شام برگماشت و او شهرهای عمدهٔ شام از جمله دمشق و حمص را فتح کرد.[۲۰] سپس در سال ۱۷ق، او را به حکومت شام منصوب کرد.[۲۱] عمر چنان به او اعتماد داشت که آرزو میکرد خانهای آکنده از مردانی چون ابوعبیده داشته باشد.[۲۲] او همچنین در فتح جزیره و مصر نقش داشت.[۲۳]
وفات
در سال ۱۸ق، طاعون عمواس در شام شیوع یافت. عمر ابوعبیده را به مدینه فراخواند، اما او نپذیرفت و در همان بیماری درگذشت و معاذ بن جبل بر او نماز گزارد.[۲۴] او در روستای عمتا در منطقهٔ غور به خاک سپرده شد.[۲۵] از او دو پسر به نامهای یزید و عمیر باقی ماند که نسلی از آنان نماند.[۲۶]
فضیلتهای جعلی و نقد رجالی
در منابع اهل سنت، ابوعبیده به عنوان یکی از عشره مبشره، حواری پیامبر صلی الله علیه وآله و «امین امت» معرفی شده است.[۲۷] اما برخی محدثان در صحت حدیث «امین این امت» تردید کردهاند.[۲۸] همچنین انتساب او به کاتبان وحی و گردآورندگان قرآن، با توجه به نقشآفرینیهای تاریخیاش در سقیفه، با واقعیت سازگار نیست.[۲۹]
شان نزولها
در تفاسیر شیعی، آیات متعددی ناظر به نکوهش ابوعبیده و همدستان او دانسته شده است:
- آیهٔ ۲۲ سورهٔ مجادله
لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ…
که برخی آن را دربارهٔ کشتن پدرش در بدر دانستهاند، اما با توجه به درگذشت پدرش پیش از اسلام، این تفسیر ساختگی است.[۳۰] - آیهٔ ۵۱ سورهٔ قلم
وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ…
که به نقلی دربارهٔ رفتار ابوعبیده و همراهانش در غدیر خم نازل شده است، ولی با توجه به نزول مکی آیه، این نقل پذیرفتنی نیست.[۳۱] - آیهٔ ۷۴ سورهٔ توبه
یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا…
که به گزارش حذیفه و عمار، دربارهٔ توطئهٔ ترور پیامبر صلی الله علیه وآله از سوی گروهی از جمله ابوعبیده نازل شد.[۳۲] - آیات ۱۰۸ سورهٔ نساء
یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ…
و ۷۹–۸۰ سورهٔ زخرف (﴿أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً… ﴾) که به نقل از امام باقر و امام کاظم علیهماالسلام و نیز امام صادق علیه السلام، دربارهٔ جلسات پنهانی ابوعبیده و دیگران برای جلوگیری از خلافت بنیهاشم نازل گشته است.[۳۳] - آیهٔ ۹۰ سورهٔ مائده (تحریم شراب) به نقلی پس از شرابخواری ابوعبیده و گروهی نازل شد.[۳۴]
- آیات ۲۵–۲۶ سورهٔ محمد صلی الله علیه وآله
إِنَّ الَّذینَ ارْتَدُّوا…
نیز بر ابوعبیده و همپیمانانش که پس از روشن شدن هدایت، به جاهلیت بازگشتند، تطبیق شده است.[۳۵]
منافقین[۳۶]
پس از ماجرای ترور نافرجام پیامبر صلی الله علیه و آله توسط منافقین در بازگشت از غدیر در عقبه هَرشی، نقشه دیگری که از نظر منافقین همه مشکلات را یک باره حل میکرد ترور علی علیه السلام بود.
آنان بار دیگر مجلس سری تشکیل دادند و این بار درباره کیفیت به قتل رساندن علی بن ابی طالب علیهما السلام به مشورت پرداختند. پس از تصمیمگیری نهایی در این باره برای آنکه فرار و گریز دفعه قبل تکرار نشود معاهده نامه ای درباره قتل آن حضرت امضا کردند! سپس آن را به ابوعبیده جرّاح به عنوان امین خود سپردند و رفتند تا برای آماده کردن مقدمات این نقشه دست به کار شوند.
جبرئیل این خبر را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد. حضرت فوراً ابوعبیده را احضار کرد و آن صحیفه را از او طلب کرد. این بار ابوعبیده نتوانست انکار کند و فوراً آن نوشته را به پیامبر صلی الله علیه و آله تحویل داد.
حضرت باز هم افشاگری را صلاح ندانست و فقط به آنان فرمود: «أکفرتم بعد إسلامکم»: «آیا بعد از اسلامتان کافر شدهاید» !! و این خطابی بود که به عهدشکنان و کسانی که مخفیانه به نفع کفار عمل میکردند گفته میشد. با اینکه صحیفه در دست پیامبر صلی الله علیه و آله بود و امضای آنان در آخر نوشته دیده میشد، ولی با کمال وقاحت قسم یاد کردند که چنین قصدی نداشتهاند!!! پیامبر صلی الله علیه و آله هم پیگیری این مسئله را ادامه نداد، ولی معلوم شد منافقین تا چه حد در کار خود جدی هستند و با شکست نقشه ای سراغ توطئه دیگری میروند و آرام نمینشینند.[۳۷]
ترور امیرالمؤمنین علیه السلام
در ماجرای ترور امیرالمؤمنین علیه السلام پس از غدیر، منافقین پیمان نامه ای نوشتند و آن را به ابوعبیده جراح سپردند و در این جریان او امین منافقین بود.
ترور پیامبرصلی الله علیه وآله[۳۸]
یکی از چهارده نفری که برای ترور پیامبر صلی الله علیه و آله پس از غدیر و در عقبه هرشی اقدام کردند ابوعبیده بن جرّاح است.[۳۹]
پانویس
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۲۲۳؛ ابن حجر، الاصابه، ج ۳، ص ۴۷۵
- ↑ ابن حبیب، المحبر، ص ۱۷۰؛ ابن حجر، همان، ج ۳، ص ۴۷۶
- ↑ بلاذری، همان، ج ۱، ص ۲۲۳؛ ابن قتیبه، المعارف، ص ۲۴۷
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ص ۴۵۳؛ ابن هشام، السیره، ج ۲، ص ۶۶۳
- ↑ ابن سعد، طبقات، ج ۳، ص ۴۰۹–۴۱۰؛ ابن هشام، همان، ج ۱، ص ۳۲۹
- ↑ ابن سعد، همان، ج ۳، ص ۴۲۱؛ بلاذری، انساب، ج ۱، ص ۲۲۴
- ↑ بخاری، صحیح، ج ۹، ص ۸۸
- ↑ ابن سعد، طبقات، ج ۳، ص ۴۱۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج ۶، ص ۲۸
- ↑ بلاذری، انساب، ج ۱، ص ۳۲۱؛ واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۲۴۷
- ↑ کلینی، کافی، ج ۸، ص ۳۱۸؛ شیخ مفید، الارشاد، ج ۱، ص ۸۳
- ↑ بلاذری، فتوح، ص ۴۸؛ طبری، تاریخ، ج ۳، ص ۱۵۹
- ↑ واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۶۱۲
- ↑ بخاری، صحیح، ج ۵، ص ۸۴؛ ابن سعد، طبقات، ج ۳، ص ۴۱۲
- ↑ واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۷۷۰–۷۷۳
- ↑ بلاذری، انساب، ج ۱، ص ۵۸۰؛ طبری، تاریخ، ج ۳، ص ۲۰۱
- ↑ کلینی، کافی، ج ۸، ص ۱۷۹–۱۸۰
- ↑ واقدی، الرده، ص ۴۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۶، ص ۱۲
- ↑ عیاشی، تفسیر، ج ۲، ص ۶۶؛ یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص ۱۲۴–۱۲۵
- ↑ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص ۱۲۳
- ↑ بلاذری، فتوح، ج ۱، ص ۱۱۹؛ طبری، تاریخ، ج ۳، ص ۴۳۶
- ↑ ذهبی، سیر، ج ۳، ص ۱۲
- ↑ ابن سعد، طبقات، ج ۳، ص ۴۱۳
- ↑ طبری، تاریخ، ج ۴، ص ۵۷، ۱۰۷
- ↑ ابن سعد، طبقات، ج ۳، ص ۴۱۴؛ بلاذری، انساب، ج ۱، ص ۲۲۴
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج ۵، ص ۲۳۸
- ↑ ابن سعد، همان، ج ۳، ص ۴۰۹؛ ابن حزم، جمهره، ج ۱، ص ۱۷۶
- ↑ ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۷۹۳؛ ابن حبیب، المحبر، ص ۴۷۴
- ↑ ابونعیم، حلیه، ج ۳، ص ۱۲۲؛ ج ۷، ص ۱۷۵
- ↑ ابن کثیر، البدایه، ج ۷، ص ۱۰۸؛ ذهبی، سیر، ج ۳، ص ۷
- ↑ بیهقی، السنن، ج ۹، ص ۴۶؛ ابن حجر، تهذیب، ج ۵، ص ۷۳
- ↑ کلینی، کافی، ج ۴، ص ۵۶۷؛ مجلسی، بحار، ج ۳۷، ص ۱۷۲
- ↑ بحرانی، البرهان، ج ۲، ص ۸۱۹؛ مجلسی، بحار، ج ۲۱، ص ۲۲۲–۲۲۳
- ↑ عیاشی، تفسیر، ج ۱، ص ۲۷۵؛ کلینی، کافی، ج ۸، ص ۱۷۹؛ بحرانی، همان، ج ۴، ص ۸۸۴
- ↑ بحرانی، البرهان، ج ۲، ص ۳۶۰
- ↑ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۴۲۱؛ بحرانی، همان، ج ۴، ص ۸۸۴
- ↑ ژرفای غدیر: ص۱۶۱–۱۶۲.
- ↑ الصراط المستقیم (بیاضی): ج ۱ ص ۲۹۶.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۱۵۵.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۱۰۰ و ج ۳۷ ص۱۱۵، ۱۳۵.